برگردان به زبان ساده
همه خوردند و بخفتند و تهی گشت وطن
وقت آن شد که درآییم خرامان به چمن
هوش مصنوعی: همه خوابشان برد و وطن خالی شد. اکنون زمان آن است که با آرامش و شیوایی به گلزار بیاییم.
دامن سیب کشانیم سوی شفتالو
ببریم از گل تر چند سخن سوی سمن
هوش مصنوعی: ما دامن سیب را به سمت شفتالو می بریم و از گل تر، چند سخن به سمت سمن می آوریم.
نوبهاران چون مسیحی است فسون میخواند
تا برآیند شهیدان نباتی ز کفن
هوش مصنوعی: بهار مانند مسیح در حال فریاد زدن است تا گیاهان که به نوعی شهیدان زمین هستند، از خاک سر برآورند.
آن بتان چون جهت شکر دهان بگشادند
جان به بوسه نرسد مست شد از بوی دهن
هوش مصنوعی: وقتی آن معشوقها لب به سخن گشودند و شکرینیشان را آشکار کردند، جان من به زودی از بوی دلانگیز دهانشان مست و سرشار شد و نتوانستم به آنها نزدیک شوم.
تاب رخسار گل و لاله خبر میدهدم
که چراغی است نهان گشته در این زیر لگن
هوش مصنوعی: چهره زیبا و درخشان گل و لاله به من میگوید که در زیر این ظرف، نوری پنهان است.
برگ میلرزد و بر شاخ دلم میلرزد
لرزه برگ ز باد و دلم از خوب ختن
هوش مصنوعی: برگ درخت به خاطر وزش باد میلرزد و دل من هم به خاطر زیباییهای ختن (منطقهای در چین) به شدت تحت احساس است.
دست دستان صبا لخلخه را شورانید
تا بیاموخت به طفلان چمن خلق حسن
هوش مصنوعی: نسیم ملایم، با لطافت و شوق، چمنزار را به جنبش درآورد تا زیباییهای خود را به کودکان نشان دهد و به آنها یاد بدهد.
باد روح قدس افتاد و درختان مریم
دست بازی نگر آن سان که کند شوهر و زن
هوش مصنوعی: باد روح القدسی وزید و درختان مریم به حرکت درآمدند. بنگر چگونه این رخداد مشابه نزدیکی و محبت میان زن و شوهر است.
ابر چون دید که در زیر تتق خوبانند
برفشانید نثار گهر و در عدن
هوش مصنوعی: ابر که در زیر سایه خوبان را میبیند، برایشان مرواریدها را نثار میکند و در بهشت به راهم میافکند.
چون گل سرخ گریبان ز طرب بدرانید
وقت آن شد که به یعقوب رسد پیراهن
هوش مصنوعی: زمانی فرا رسیده که باید شادی و سرور را از دل بیرون کرد، چرا که مانند پیراهن یعقوب به دست ما رسیده است.
چون عقیق یمنی لب دلبر خندید
بوی یزدان به محمد رسد از سوی یمن
هوش مصنوعی: وقتی دلبر با لبهایش لبخند میزند، بوی خوشی شبیه به عطر یزدان و بهترینها از سمت یمن به سمت محمد میرسد.
چند گفتیم پراکنده دل آرام نیافت
جز بر آن زلف پراکنده آن شاه زمن
هوش مصنوعی: چندین بار گفتیم که دل آرامش را در جاهای مختلف پیدا نمیکند، جز در آن زلفهای پیچیده و نامنظم آن شاه که باعث آرامش ما میشود.