برگردان به زبان ساده
اگر تو عاشقی غم را رها کن
عروسی بین و ماتم را رها کن
هوش مصنوعی: اگر عاشق هستی، غم و اندوه را فراموش کن و به شادی و جشن بپرداز.
تو دریا باش و کشتی را برانداز
تو عالم باش و عالم را رها کن
هوش مصنوعی: به دریا تبدیل شو و کشتی را غرق کن، تو علم باش و دانایی را رها کن.
چو آدم توبه کن وارو به جنت
چه و زندان آدم را رها کن
هوش مصنوعی: اگر آدم توبه کند و به بهشت بازگردد، باید زندان او را رها کند.
برآ بر چرخ چون عیسی مریم
خر عیسی مریم را رها کن
هوش مصنوعی: بر آسمان به مانند عیسی مریم پرواز کن و به دنبال امور بیاهمیت نرو.
وگر در عشق یوسف کف بریدی
همو را گیر و مرهم را رها کن
هوش مصنوعی: اگر در عشق یوسف دلت را شکستی، پس همان یوسف را بگیر و مرهم را فراموش کن.
وگر بیدار کردت زلف درهم
خیال و خواب درهم را رها کن
هوش مصنوعی: اگر زلف پریشان و رویای در هم شما را بیدار کرد، باید خواب و خیالات ناواضح را کنار بگذاری.
نفخت فیه من روحی رسیدهست
غم بیش و غم کم را رها کن
هوش مصنوعی: جوهر وجود تو آمیخته با روح من است، بنابراین از غم و اندوه فراتر رو و از آنها دوری کن.
مسلم کن دل از هستی مسلم
امید نامسلم را رها کن
هوش مصنوعی: دل خود را از وابستگی به چیزهای مادی و دنیوی آزاد کن و امید به چیزهایی که غیرمطمئن و ناپایدار هستند را کنار بگذار.
بگیر ای شیرزاده خوی شیران
سگان نامعلم را رها کن
هوش مصنوعی: ای شیرزاده، خوی شیران را در خود پرورش بده و سگان نادان را کنار بگذار.
حریصان را جگرخون بین و گرگین
گر و ناسور محکم را رها کن
هوش مصنوعی: به افرادی که اندکی در زندگی حریص و خودخواه هستند، نگاه کن و ببین چگونه دچار درد و رنج میشوند. در عوض، به کسانی که قوی و مقاوم هستند توجه کن و آنها را فراموش نکن.
بر آن آرد تو را حرص چو آزر
که ابراهیم ادهم را رها کن
هوش مصنوعی: حرص و طمع تو را به جایی خواهد رساند که مانند آزر، پدر ابراهیم ادهم، از حقایق دور شوی و به آنچه که باید وابسته نباشی. به عبارتی، از پی خواستههای نفسانی خود بگذر و به حقیقت نزدیکتر شو.
خمش زان نوع کوته کن سخن را
که الله گو اعلم را رها کن
هوش مصنوعی: سخن را کوتاه بزن، زیرا خداوند دانا به همه چیز است و نیازی به توضیحات بیشتر نیست.
چو طالع گشت شمس الدین تبریز
جهان تنگ مظلم را رها کن
هوش مصنوعی: زمانی که شمسالدین تبریز وارد جهان شد، این دنیای تنگ و تاریک را ترک کن.