برگردان به زبان ساده
آمد بهارِ جانها ای شاخِ تَر به رقص آ
چون یوسف اندر آمد، مصر و شکر به رقص آ
هوش مصنوعی: بهار زندگی با طراوت و تازگیاش فرا رسیده است. ای جوان و سرزنده، مانند یوسف که به زیبایی و لذت وارد مصر شد، به شادی و سرور برخیز و برقص.
ای شاهِ عشقپرور، مانندِ شیرِ مادر
ای شیر، جوش! در رو، جانِ پدر، به رقص آ
معنی بیت: ای شاهِ عشقپرور که مانند شیر مادر (پرورنده) هستی، تو ای کسی که شیرجوی (او) هستی در رو (اندر میان رو ) و به رقص درآی. (شیرجو در اینجا یعنی جویندهی شیر. مولانا در بیتی دیگر در مثنوی میگوید: وقتِ طفلیام که بودم شیرجو گاهوارهام را که جنبانید؟ او - «در» قبل از فعل «رو» یعنی «اندر» یا به عبارتی میانهی سماع )
چوگانِ زلف دیدی، چون گوی دررسیدی
از پا و سر بُریدی، بیپا و سر به رقص آ
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی و فریبندگی زلف را دیدی، مانند گوی به وسط میدان آمدی و از پا و سر جدا شدی. حالا بدون پا و سر، با شوق و نشاط به رقص درآ.
تیغی به دست، خونی، آمد مرا که چونی؟
گفتم بیا که خیر است، گفتا نه شر، به رقص آ
هوش مصنوعی: یک شخص مسلح به تیغ خونی، به سراغ من آمد و پرسید: احوالت چطور است؟ من پاسخ دادم: «بیایید، وضعیت خوب است». او گفت: «نه، این خوب نیست» و مرا به رقص دعوت کرد.
از عشق، تاجداران در چرخِ او چو باران
آنجا قبا چه باشد؟ ای خوشکمر! به رقص آ
هوش مصنوعی: در عشق، افرادی که دارای مقام و رتبه هستند، مانند بارانی که در آسمان بر زمین میریزد، چه اهمیتی دارند؟ ای خوشهیکل! به رقص درآ.
ای مستِ هستگشته، بر تو فنا نبشته
رقعهی فنا رسیده، بهرِ سفر به رقص آ
هوش مصنوعی: ای بادهنوشی که به شدت در حال مستی، بر تو سرنوشت نابودی نوشته شده است. نامهای از فنا به تو رسیده، اکنون برای سفر آماده شو و به رقص در بیا.
در دست، جامِ باده، آمد بُتم پیاده
گر نیستی تو ماده، ز آن شاهِ نر به رقص آ
هوش مصنوعی: با جامی از شراب در دست، بت من به صورت عادی و ساده پیش میآید. اگر تو حضور نداری و مادگی وجود ندارد، پس چرا به رقص نزد شاه نر نمیروی؟
پایانِ جنگ آمد، آوازِ چنگ آمد
یوسف زِ چاه آمد، ای بیهنر! به رقص آ
هوش مصنوعی: پس از پایان جنگ و نزاع، صدای دلنشینی به گوش رسید. یوسف، که در چاه گرفتار بود، اکنون آزاد شده است. ای کسی که هنر و استعداد نداری، برخیز و به جشن و رقص بپرداز!
تا چند وعده باشد؟ وین سَر به سجده باشد؟
هجرم ببُرده باشد، دنگ و اثر به رقص آ
هوش مصنوعی: چقدر میتوان منتظر ماند؟ و این سر همچنان در سجده باشد؟ آیا عشق مرا دور کرده و دیگر نشانهای از آن باقی نمانده است، یا باید به رقص و شادی بپردازم؟
کی باشد آن زمانی؟، گوید مرا فلانی!
کای بیخبر! فنا شو! ای باخبر! به رقص آ
هوش مصنوعی: چه زمانی خواهد رسید که به من بگویند: «ای فلانی!» تو که بیخبری، از خود خارج شو! ای آن که آگاه هستی، بیا و به رقص درآ.
طاووسِ ما درآید وان رنگها برآید
با مرغِ جان سراید بیبال و پر به رقص آ
هوش مصنوعی: پرندهای زیبا و رنگارنگ ظهور میکند و در کنار آن، روحِ زندگی با آواز خود دلها را شاد میکند. بینیاز از بال و پر، به رقص درآید و شادی را به نمایش بگذارد.
کور و کرانِ عالَم، دید از مسیح، مرهم
گفته مسیحِ مریم کای کور و کر! به رقص آ
هوش مصنوعی: در این دنیا، افرادی که نابینا و ناشنوا هستند، به مانند معجزهای از مسیح، درمانی دریافت کردهاند. مسیح مریم به آنها میگوید: «ای نابینا و ناشنوا! بیایید و به شادی و رقص بپردازید».
مخدوم، شمسِ دین است، تبریز رشکِ چین است
اندر بهار حُسنش، شاخ و شجر به رقص آ
هوش مصنوعی: سرپرست، شمسالدین است و تبریز مانند چین به زیبایی معروف است. در بهار زیباییاش، درختان و شاخهها به رقص درآمدهاند.