برگردان به زبان ساده
از چشمه جان ره شد در خانه هر مسکین
ماننده کاریزی بیتیشه و بیمیتین
هوش مصنوعی: از چشمهی وجود، راهی به درون هر نیازمند پیدا شده، مانند آبی که بیابزار و بیزحمت در دل زمین جاری میشود.
دل روی سوی جان کرد کای عاشق و ای پردرد
بر روزن دلبر رو در خانه خود منشین
هوش مصنوعی: دل به سمت جان رفت و گفت: ای عاشق و ای پر از درد، در این زمان در خانه دلبر نایست.
ای خواجه سودایی می باش تو صحرایی
در گلشن شادی رو منگر به غم غمگین
هوش مصنوعی: ای آقایی که در جستجوی خوشی هستی، تو باید در میان خوشیها و شادیها باشی و به غم و اندوه نگاه نکنی.
چون پوست بود این دل چون آتش باشد غم
وین پوست از آن آتش چون سفره بود پرچین
هوش مصنوعی: دل انسان مانند پوستی است و غم مانند آتش. این پوست که نمایانگر دل است، در واقع همانند سفرهای پرچین است که زیر بار آتش غم قرار دارد.
چون دیده دل از غم پرخاک شود ای غم
تبریز کجا یابی با حضرت شمس الدین
هوش مصنوعی: وقتی دل از غم پر میشود، مانند خاکی میشود که غبار غم بر آن نشسته است. ای غم، تو چگونه میتوانی در کنار حضرت شمس الدین تبریز بگویی؟