برگردان به زبان ساده
چو افتم من ز عشق دل به پای دلربای من
از آن شادی بیاید جان نهان افتد به پای من
هوش مصنوعی: وقتی به خاطر عشق به معشوق خود زمین میافتم، شادیای که از این عشق به من میرسد، باعث میشود جانم در زیر پای او پنهان شود.
وگر روزی در آن خدمت کنم تقصیر چون خامان
شود دل خصم جان من کند هجران سزای من
هوش مصنوعی: اگر روزی در این خدمت خطایی کنم، همانند کسانی که نادان هستند، دشمن جانم دلش را از من میگیرد و دوری از من پاداش من خواهد بود.
سحرگاهان دعا کردم که این جان باد خاک او
شنیدم نعره آمین ز جان اندر دعای من
هوش مصنوعی: در صبح زود از ته دل از خدا خواستم که جانم به خاک او بپیوندد و در جواب دعای من، نعرهای باصدای بلند «آمین» از عمق جانم شنیدم.
چگونه راه برد این دل به سوی دلبر پنهان
چگونه بوی برد این جان که هست او جان فزای من
هوش مصنوعی: چطور میتوانم این دل را به سمت محبوب نهان ببرم؟ چگونه میتوانم بویی از او بگیرم در حالی که او جان من را احیا میکند؟
یکی جامی به پیش آورد من از ناز گفتم نی
بگفتا نی مگو بستان برای اقتضای من
هوش مصنوعی: کسی جامی به طرفم آورد و من از روی ناز گفتم نه، او گفت نه، نه بگو و تنها برای خواسته من بگیر.
چو از صافش چشیدم من مرا درداد یک دردی
یکی دردی گران خواری که کامل شد صفای من
هوش مصنوعی: وقتی که از صفایی که در او وجود داشت، نوشیدم، درد سنگینی به من وارد شد که باعث شد احساس حقارت کنم و همین درد باعث کامل شدن صفای وجودم شد.