برگردان به زبان ساده
اگر چه شرط نهادیم و امتحان کردیم
ز شرطها بگذشتیم و رایگان کردیم
هوش مصنوعی: ما در ابتدا بر سر شروطی توافق کردیم و آزمایشهایی انجام دادیم، اما اکنون از همهی آن شروط عبور کردهایم و این مسائل را ترک کردهایم.
اگر چه یک طرف از آسمان زمینی شد
نه پاره پاره زمین را هم آسمان کردیم
هوش مصنوعی: اگرچه قسمتی از آسمان به زمین پیوسته، اما ما زمین را به طرز خاصی آسمانی کردهایم.
اگر چه بام بلندست آسمان مگریز
چه غم خوری ز بلندی چو نردبان کردیم
اگرچه آسمان بالاست و دست تو به آن نمیرسید، غمگین ونگران نباش ماانرابرای تو همچون نردبان کردیم
پرت دهیم که چون تیر بر فلک بپری
اگر ز غم تن بیچاره را کمان کردیم
هوش مصنوعی: ما تلاش میکنیم که مانند تیرها به اوج برسیم و اگر به خاطر غم، دلمان را فشرده کردهایم، باید به خود بگوییم که همچنان میتوانیم پرواز کنیم.
اگر چه جان مدد جسم شد کثیفی یافت
لطافتش بنمودیم و باز جان کردیم
هوش مصنوعی: اگر چه جان به کمک جسم آمده و جسم به خاطر آن دچار ناخالصی شده، اما ما لطافت و زیبایی جان را نمایش دادیم و دوباره به حالت جان بودن خود بازگشتیم.
اگر تو دیوی ما دیو را فرشته کنیم
وگر تو گرگی ما گرگ را شبان کردیم
هوش مصنوعی: اگر تو دیو باشی، میتوانیم دیو را به مخلوقی نیکو تبدیل کنیم و اگر تو گرگ باشی، میتوانیم گرگ را به یک شبان مهربان تغییر دهیم.
تو ماهیی که به بحر عسل بخواهی تاخت
هزار بارت از آن شهد در دهان کردیم
هوش مصنوعی: تو مانند ماهی هستی که اگر بخواهی به دریای عسل بروی، هر بار که به آن دسترسی پیدا کردی، هزار بار شهدش را به دهان آوردیم.
اگر چه مرغ ضعیفی بجوی شاخ بلند
بر این درخت سعادت که آشیان کردیم
هوش مصنوعی: هرچند که ما پرندهای ضعیف هستیم، اما به دنبال رسیدن به heights و موفقیت همچنان تلاش میکنیم و درختی که خانهمان شد را فراموش نمیکنیم.
بگیر ملک دو عالم که مالک الملکیم
بیا به بزم که شمشیر در میان کردیم
هوش مصنوعی: بیا و سلطنت دو جهان را بگیر، چرا که ما صاحب همه چیز هستیم. به میهمانی بیا که در اینجا شمشیر را در وسط گذاشتهایم.
هزار ذره از این قطب آفتابی یافت
بسا قراضه قلبی که ماش کان کردیم
هوش مصنوعی: از هر هزار ذرهای که از این نقطه نورانی به دست میآید، قلبهای بسیاری وجود دارد که شکسته شدهاند و ما آنها را به حالت اولیه برنگرداندیم.
بسا یخی بفسرده کز آفتاب کرم
فسردگیش ببردیم و خوش روان کردیم
هوش مصنوعی: بسیاری از یخها وجود دارند که با گرمای آفتاب نرم میشوند و ما توانستهایم آنها را به زیبایی و راحتی حرکت دهیم.
گر آب روح مکدر شد اندر این گرداب
ز سیلها و مددهاش خوش عنان کردیم
هوش مصنوعی: اگر روح و روان ما در این گرداب و سیلابها دچار تندبادی و آشفتهخویی شود، ما آن را با اراده و کنترل خود به خوبی مدیریت میکنیم.
چرا شکفته نباشی چو برگ می لرزی
چه ناامیدی از ما که را زیان کردیم
هوش مصنوعی: چرا باید غمگین باشی در حالی که مانند برگ بهار باید شاداب و شکفته باشی؟ این چه ناامیدیای است که از ما به جا مانده، در حالی که کسی را از خود رنجاندیم؟
بسا دلی که چو برگ درخت می لرزید
به آخرش بگزیدیم و باغبان کردیم
بسیاری از دلها مانند برگ درخت نی می لرزیدند، اما در نهایت ما آنها را انتخاب کردیم و خود را به عنوان باغبان آن دلها منصوب کردیم.نی تنها درختی است که بخاطرباریک وبلند بودن درشرایطی دراثربرخورد اب بایک ریتم منظم درون اب میلرزد
الست گفتیم از غیب و تو بلی گفتی
چه شد بلی تو چون غیب را عیان کردیم
هوش مصنوعی: آیا ما در عالم غیب گفتیم که تو پاسخ مثبت دادی؟ حالا که عالم غیب را روشن کردهایم، چه شده است که پاسخ مثبت تو همچنان در پرده ابهام قرار دارد؟
پنیر صدق بگیر و به باغ روح بیا
که ما بلی تو را باغ و بوستان کردیم
هوش مصنوعی: پنیر صداقت را بپذیر و به دنیای روحانی وارد شو، زیرا ما تو را به باغ و گلزار تبدیل کردهایم.
خموش باش که تا سر به سر زبان گردی
زبان نبود زبان تو ما زبان کردیم
سکوت کن چون اگر به حرف بیفتی، دیگر هیچ چیز نخواهی داشت، ما نخواستهایم که زبان تو را به زبان آوردیم.یعنی ازدرون سکوت کن وحرف نزن