برگردان به زبان ساده
بار دگر ذره وار رقص کنان آمدیم
زان سوی گردون عشق چرخ زنان آمدیم
هوش مصنوعی: بار دیگر به صورت ریز و رقصان از آن طرف آسمان به زمین آمدهایم و با عشق در حال چرخشیم.
بر سر میدان عشق چونک یکی گو شدیم
گه به کران تاختیم گه به میان آمدیم
هوش مصنوعی: در میدان عاشقانه وقتی که یکی شدیم، گاهی به دور دستها رفتیم و گاهی به وسط میدان برگشتیم.
عشق نیاز آورد گر تو چنانی رواست
ما چو از آن سوتریم ما نه چنان آمدیم
هوش مصنوعی: اگر تو به نیاز عشق پاسخگو هستی، پس این موضوع برای ما درست نیست، چرا که ما از مسیر دیگری آمدهایم و تعلقی به آن نداریم.
خواجه مجلس توی مجلسیان حاضرند
آب چو آتش بیار ما نه بنان آمدیم
هوش مصنوعی: آقای مجلس، مهمانان شما در محفل گرد آمدهاند. ما برای آوردن آب مثل آتش، نه به خاطر خوردن و نوشیدن آمدهایم.
شکر که ناداشت وار از سبب زخم تو
چون که به جان آمدیم زود به جان آمدیم
هوش مصنوعی: خوشحالم که بیدلیل و بیسبب از درد تو رنج کشیدم، چون وقتی به دل رسیدیم، خیلی سریع به آن رسیدیم.
شمس حق این عشق تو تشنه خون من است
تیغ و کفن در بغل بهر همان آمدیم
هوش مصنوعی: شمس حق این عشق، همچون تشنهای است که خون من را میطلبد و من با تیغ و کفن در آغوش آمادهام تا به خاطر همین عشق بیایم.
جز نمکت نشکند شورش تبریز را
فخر زمین در غمت شور زمان آمدیم
هوش مصنوعی: تنها با نمک تو میتوان شورش تبریز را شکست و در غم تو، زمین به خود میلرزد و زمان ما را آورد.