برگردان به زبان ساده
من آن شب سیاهم کز ماه خشم کردم
من آن گدای عورم کز شاه خشم کردم
هوش مصنوعی: من آن شبی هستم که به خاطر خشم ماه، تاریک و ناامید شدم. من آن گدایی هستم که به خاطر خشم پادشاه، آبروم را از دست دادم.
از لطفم آن یگانه می خواند سوی خانه
کردم یکی بهانه وز راه خشم کردم
هوش مصنوعی: از محبت من، آن یگانه به من پیام میدهد و به خانهام میآید. من بهانهای درست کردهام و از طریق خشم خود مانع از این کار شدم.
گر سر کشد نگارم ور غم برد قرارم
هم آه برنیارم از آه خشم کردم
هوش مصنوعی: اگر معشوق من سرکشی کند و یا اگر غم مرا بیآرام کند، حتی از شدت ناله و آه نیز چیزی نمیگویم چون خشمگین شدهام.
گاهم فریفت با زر گاهم به جاه و لشکر
از زر چو زر بجستم وز جاه خشم کردم
هوش مصنوعی: گاهی زرق و برق ثروت مرا فریب میدهد و وقتی به قدرت و عظمت دست مییابم، از آن دنیا دور میشوم. اما وقتی به اصل و حقیقت مینگرم، به این نتیجه میرسم که ثروت و قدرت مانند طلا هستند که خودشان کیفیت واقعی ندارند.
ز آهن ربای اعظم من آهنم گریزان
وز کهربای عالم من کاه خشم کردم
هوش مصنوعی: من از قدرت و جذابیت بالای خود فاصله میگیرم و مانند کاه از گرمای کهربا دور میشوم.
ما ذرهایم سرکش از چار و پنج و از شش
خود پنج و شش کی باشد ز الله خشم کردم
هوش مصنوعی: ما فقط یک ذرهایم که از قوانین و چهارچوبها فرار کردهایم و به دنبال آزادی هستیم. در اینجا میگوید که با وجود محدودیتهای پنج و شش، نمیتوانیم از محبت و خشم خداوند دور شویم.
این را تو برنتابی زیرا برون آبی
گر شبه آفتابی ز اشباه خشم کردم
هوش مصنوعی: این را نمیتوانی تحمل کنی زیرا چیزی درونت را میآزارد. اگرچه به نظر میرسد که از دور مانند خورشیدی درخشیدی، اما من به خاطر خشم خودم آن را ایجاد کردم.