برگردان به زبان ساده
عالم گرفت نورم بنگر به چشمهایم
نامم بها نهادند گرچه که بیبهایم
هوش مصنوعی: عالمی به من توجه کرده و نور وجودم را در نگاهش میبیند. نامم را ارزشمند دانستهاند، هرچند خودم احساس ارزشمندی نمیکنم.
زان لقمه کس نخوردهست یک ذره زان نبردهست
بنگر به عزت من کان را همیبخایم
هوش مصنوعی: هیچکس از آن لقمه چیزی نخورده و ذرهای از آن را برنداشته است. به عزت من بنگر، که من به کسانی که به من احترام میگذارند، بخشش میکنم.
گر چرخ و عرش و کرسی از خلق سخت دور است
بیدار و خفته هر دم مستانه می برآیم
هوش مصنوعی: اگر چه آسمان و دنیا از مردم دور است، اما من در هر لحظه بیدار و گاهی خوابیده با حالتی سرمست، به سوی آن میروم.
آن جا جهان نور است هم حور و هم قصور است
شادی و بزم و سور است با خود از آن نیایم
هوش مصنوعی: آنجا دنیایی سرشار از نور و زیبایی است که در آن هم حورهای زیبا وجود دارند و هم بناهای باشکوه. آنجا شادی و جشنها برقرار است، اما من نمیتوانم با خودم آن را به این دنیا بیاورم.
جبریل پرده دار است مردان درون پرده
در حلقه شان نگینم در حلقه چون درآیم
هوش مصنوعی: جبریل نگهبان است و مردان بزرگ در دایرهای قرار دارند. من انگشتری در آن دایره هستم و وقتی وارد شوم، توجهها به سوی من جلب میشود.
عیسی حریف موسی یونس حریف یوسف
احمد نشسته تنها یعنی که من جدایم
هوش مصنوعی: عیسی، موسی، یونس و یوسف در کنار هم هستند، اما احمد تنها نشسته است. این نشان میدهد که من از دیگران جدا هستم.
عشق است بحر معنی هر یک چو ماهی در بحر
احمد گهر به دریا اینک همینمایم
هوش مصنوعی: عشق همچون دریایی است که هر کدام از معانی و مفاهیم مانند ماهیانی در آن وجود دارند. من اکنون در این دریا، جواهرات آن را به شما نشان میدهم.