برگردان به زبان ساده
ای توبهام شکسته از تو کجا گریزم
ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم
من از تویی که توبهام شکستهای و در دلم نشستهای نمیتوانم فرار کنم.
ای نور هر دو دیده بیتو چگونه بینم
وی گردنم ببسته از تو کجا گریزم
هوش مصنوعی: ای نور چشمانم، بدون تو چگونه میتوانم ببینم؟ و با توجه به اینکه به محبتت وابستهام، از کجا میتوانم فرار کنم؟
ای شش جهت ز نورت چون آینهست شش رو
وی روی تو خجسته از تو کجا گریزم
مثلِ نوری تمام دور و اطرافم را در بر گرفتهای زیرا که تو مثل آینهٔ شش رو هستی. من زندگیام با تو خوش است، از تو نمیتوانم فرار کنم.
دل بود از تو خسته جان بود از تو رسته
جان نیز گشت خسته از تو کجا گریزم
هوش مصنوعی: دل از تو خسته شده و جان از تو جدا گشته است، حتی جان هم از تو خسته است؛ حالا کجا میتوانم فرار کنم؟
گر بندم این بصر را ور بسکلم نظر را
از دل نهای گسسته از تو کجا گریزم
هوش مصنوعی: اگر چشمانم را ببندم یا فکر و نظرم را کنار بگذارم، ولی دل من که به تو وابسته است را نمیتوانم از تو جدا کنم، پس کجا میتوانم فرار کنم؟