برگردان به زبان ساده
عاشقم از عاشقان نگریختم
وز مصاف ای پهلوان نگریختم
هوش مصنوعی: به خاطر عشق، از دیگر عاشقان دور شدم و از نبرد و چالش، ای قهرمان، دوری گزیدم.
حمله بردم سوی شیران همچو شیر
همچو روبه از میان نگریختم
هوش مصنوعی: به سوی شیران حمله کردم، همانند یک شیر. اما همچون روباهی از میان آنها فرار کردم.
قصد بام آسمان می داشتم
از میان نردبان نگریختم
هوش مصنوعی: من قصد داشتم که به اوج آسمان برسم، اما از میان نردبان به پایین نگاه کردم و حرفم را تغییر دادم.
چون که من دارو بدم هر درد را
از صداع این و آن نگریختم
هوش مصنوعی: وقتی من برای هر دردی دارو میزنم، از سردرد این و آن دور شدم.
هیچ دیدی دارو کز دردی گریخت
داروم من همچنان نگریختم
هوش مصنوعی: آیا تا به حال دیدهای که دارویی از دردی فرار کند؟ من هم مانند آن دارو از درد زندگی فرار نمیکنم و همچنان با آن درگیرم.
پیرو پیغامبران بودم به جان
من ز تهدید خسان نگریختم
هوش مصنوعی: من تا به حال پیرو پیامبران بودهام و به خاطر تهدیدات افراد بد، از آنها دوری جستهام.
زنده کوشم در شکار زندگی
زنده باشم چون ز جان نگریختم
هوش مصنوعی: در جستجوی زندگی، تلاش میکنم تا زنده بمانم؛ زیرا از روح و جان خود فرار نکردهام و هنوز در پی زندگی هستم.
چشم تیراندازش آنگه یافتم
که ز تیر خرکمان نگریختم
هوش مصنوعی: من زمانی متوجه نگاه تیرانداز شدم که از تیرهای ما دور شدم و گریختم.
زخم تیغ و تیر من منصور شد
چون که از زخم سنان نگریختم
هوش مصنوعی: زخمهای من از ضربههای تیغ و تیر بهبود یافت، زیرا هنگامی که از زخمهای تیرکمان فرار کردم، به منصور تبدیل شدم.
بحر قندم از ترش باکیم نیست
سودمندم از زیان نگریختم
هوش مصنوعی: من نگران تلخی دریا و شیرینی آن نیستم، چون از آسیب دیدن دوری کردهام و به سود خود فکر میکنم.
شمس تبریزی چو آمد آشکار
ز آشکارا و نهان نگریختم
هوش مصنوعی: زمانی که شمس تبریزی به روشنی و واضحی ظاهر شد، من از نگاه کردن به او و حقیقتش فرار کردم.