برگردان به زبان ساده
گر تو خواهی که تو را بیکس و تنها نکنم
وامقت باشم هر لحظه و عذرا نکنم
هوش مصنوعی: اگر میخواهی که من هیچگاه تنهات نگذارم و همیشه در کنارت باشم، پس به من وابسته باش و از من فاصله نگیر.
این تعلق به تو دارد سر رشته مگذار
کژ مباز ای کژ کژباز مکن تا نکنم
هوش مصنوعی: این وابستگی به تو مربوط میشود، پس آن را رها نکن و به اشتباه نرو. ای کسی که به بیراهه میروی، مبادا من هم به بیراهه بروم.
گفتهای جان دهمت نان جوین می ندهی
بیخبر دانیم ار هیچ مکافا نکنم
هوش مصنوعی: تو گفتهای که جانم را برایت فدای نان جوینی میکنم، اما نمیدانی که اگر عذری هم نداشته باشم، هیچ کاری نخواهم کرد.
گوش تو تا بنمالم نگشاید چشمت
دهمت بیم مبارات تو اما نکنم
هوش مصنوعی: گوش تو را تا لمس نکنم باز نمیشود و چشمانت را از ترس موفقیتت به تو نمیدهم، اما هرگز این کار را نخواهم کرد.
متفرق شود اجزای تو هنگام اجل
تو گمان برده که جمعیت اجزا نکنم
هوش مصنوعی: زمانی که مرگ تو فرا برسد، اجزای وجودت به طور ناگهانی از هم پاشیده خواهند شد. در این حالت، چنین گمان میکنی که من نمیتوانم این اجزا را دوباره جمع کنم.
منشی روز و شبم نیست شود هست کنم
پس چرا روز تو را عاقبت انشا نکنم
هوش مصنوعی: من همواره در حال نوشتن و ثبت وقایع روز و شب هستم، پس چرا زمانی را که تو را میبینم، برای تو نگذارم و آن را ننویسم؟
هر دمی حشر نوستت ز ترح تا به فرح
پس چرا صبر تو را شکر شکرخا نکنم
هوش مصنوعی: هر لحظه از زندگیات پر از تغییر و تحولی است که از غم به شادی میرسد؛ پس چرا نباید به خاطر صبر و شکیباییات تشکر کنم؟
هر کسی عاشق کاری ز تقاضای من است
پس چه شد کار جزا را که تقاضا نکنم
هوش مصنوعی: هر فردی برای انجام کاری به درخواست من علاقهمند است، پس چرا کار پاداش را انجام نمیدهم، در حالی که از آن درخواست نکردهام؟
تا ز زهدان جهان همچو جنینت نبرم
در جهان خرد و عقل تو را جا نکنم
هوش مصنوعی: تا زمانی که از رحم دنیا به دنیا نیامدهای، تو را با خرد و عقل در این جهان جا نمیزنم.
گلشن عقل و خرد پرگل و ریحان طری است
چشم بستی به ستیزه که تماشا نکنم
هوش مصنوعی: باغ عقل و دانش پر از گل و خوشبو است، اما وقتی که چشمانت را بر افراشتن و درگیری میکنی، نمیتوانی زیباییها را ببینی.
طبل باز شهم ای باز بر این بانگ بیا
پیش از آن که بروم نظم غزلها نکنم
هوش مصنوعی: ای عقاب بزرگ، پیش از آن که بروم، بیایید و با صدای طبل خود مرا خبر کنید، تا قبل از رفتنم، غزلها را به نظم درآورم.