برگردان به زبان ساده
عقل گوید که من او را به زبان بفریبم
عشق گوید تو خمش باش به جان بفریبم
هوش مصنوعی: عقل میگوید که من میتوانم با کلمات او را فریب دهم، اما عشق میگوید تو باید با تمام وجود و حس عمیقت او را تحت تأثیر قرار دهی.
جان به دل گوید رو بر من و بر خویش مخند
چیست کو را نبود تاش بدان بفریبم
هوش مصنوعی: دل به جان میگوید که از من دور شو و به خودت نخند. چه معنا دارد که کسی را فریب بدهم که خود را به من نمیشناچد؟
نیست غمگین و پراندیشه و بیهوشی جوی
تا من او را به می و رطل گران بفریبم
هوش مصنوعی: هیچ کس در این دنیا غمگین و بیفکر نیست، مگر اینکه من او را با نوشیدنی و مقدار زیادی شراب سرگرم کنم.
ناوک غمزه او را به کمان حاجت نیست
تا خدنگ نظرش را به کمان بفریبم
هوش مصنوعی: چشمان زیبا و فریبنده او به گونهای است که نیازی به تیر و کمان ندارد، زیرا من با نگاه او مجذوب میشوم و نیازی به فریب دادن نیست.
نیست محبوس جهان بسته این عالم خاک
تا من او را به زر و ملک جهان بفریبم
هوش مصنوعی: این دنیا و این عالم خاکی به قدری محدود و محصور نیست که من بتوانم با ثروت و قدرت خود، او را فریب دهم.
او فرشتهست اگر چه که به صورت بشر است
شهوتی نیست که او را به زنان بفریبم
هوش مصنوعی: او مانند یک فرشته است، هرچند که شکل و هیبت او انسانی است و هیچ گونه هوس و شهوتی در او وجود ندارد که باعث شود به زنان جذب شود.
خانه کاین نقش در او هست فرشته برمد
پس کیش من به چنین نقش و نشان بفریبم
هوش مصنوعی: این خانهای که در آن نقوشی زیبا وجود دارد، فرشتهای در آن زندگی میکند. پس چگونه میتوانم با چنین زیبایی و نشانههایی از آن فریب بخورم؟
گله اسب نگیرد چو به پر می پرد
خور او نور بود چونش به نان بفریبم
هوش مصنوعی: اگر اسب در پرواز به علفزار نپرد، دیگر نمیتوان به او چیزی داد؛ زیرا او همچون خورشید است که با نان فریب نمیخورد.
نیست او تاجر و سوداگر بازار جهان
تا به افسونش به هر سود و زیان بفریبم
هوش مصنوعی: او نه تاجر و نه دلال در بازار دنیا است، تا من بتوانم با فریب و جادو او را به سود و زیان خود مجبور کنم.
نیست محجوب که رنجور کنم من خود را
آه آهی کنم او را به فغان بفریبم
هوش مصنوعی: من خود را زحمت میدهم، اما کسی را نمیفریبم؛ با آه و نالهام او را به تنگنا نمیآورم.
سر ببندم بنهم سر که من از دست شدم
رحمتش را به مرض یا خفقان بفریبم
هوش مصنوعی: به تخت مینشینم و خود را پنهان میکنم، زیرا از لطف او بیبهره ماندهام و میخواهم با درد یا فشار، او را فریب دهم.
موی در موی ببیند کژی و فعل مرا
چیست پنهان بر او کش به نهان بفریبم
هوش مصنوعی: موی در موی ببیند یعنی به دقت و ظرافت تمام حرکات و رفتار مرا زیر نظر دارد. حالا سوال اینجاست که من چه چیزی را از او پنهان کنم؟ به این دلیل تلاش میکنم که به شکل پنهانی او را فریب دهم.
نیست شهرت طلب و خسرو شاعرباره
کش به بیت غزل و شعر روان بفریبم
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که به هیچوجه جستوجوی شهرت و مقام در دنیای شعر و شاعری ارزش ندارد. شاعر میخواهد با شعر خود، احساسات را بهخوبی منتقل کند و دیگران را تحت تأثیر قرار دهد.
عزت صورت غیبی خود از آن افزون است
که من او را به جنان یا به جنان بفریبم
هوش مصنوعی: عظمت و ارزش وجودی او به قدری بالاست که نمیتوانم او را با بهشت یا زیباییهای آن فریب بدهم.
شمس تبریز که بگزیده و محبوب وی است
مگر او را به همان قطب زمان بفریبم
شمس تبریز (سید شمس الدین محمد نائب امام زمان، به نقل از بحارالانوار جزیره خضراء) که مورد علاقه و برگزیده قطب زمانه است، را تنها با همان قطب زمانه می توانم فریفته کنم، چون هیچ چیز و هیچ کس جز او برایش ارزشمند نیست.