برگردان به زبان ساده
چون بدیدم صبح رویت در زمان برخیستم
گرم در کار آمدم موقوف مطرب نیستم
هوش مصنوعی: وقتی صبح چهرهات را دیدم، در آن لحظه احساس شگفتی کردم و درگیر کار شدم. دیگر نمیتوانم خود را مشغول آواز و موسیقی نگهدارم.
همچو سایه در طوافم گرد نور آفتاب
گه سجودش می کنم گاهی به سر می ایستم
هوش مصنوعی: من مانند سایهای، در اطراف نور آفتاب میچرخم. گاهی سر به زمین میگذارم و گاهی به احترامش میایستم.
گه درازم گاه کوته همچو سایه پیش نور
جمله فرعونم چو هستم چون نیم موسیستم
هوش مصنوعی: گاهی به بلندای سایه، گاهی به کوتاهی آن، گویی من فرعون هستم، اما در واقع چون موسی هستم که نسبت به نور آگاهی دارم.
من میان اصبعین حکم حقم چون قلم
در کف موسی عصا گاهی و گه افعیستم
هوش مصنوعی: من در میانه دو انگوشت، به حکم حق عمل میکنم؛ گاهی شبیه عصای موسی و گاهی همانند افعی هستم.
عشق را اندیشه نبود زانک اندیشه عصاست
عقل را باشد عصا یعنی که من اعمیستم
هوش مصنوعی: عشق نیازی به فکر و اندیشه ندارد، زیرا اندیشه در واقع به عقل وابسته است. بنابراین، من در این زمینه کور و نابینا هستم.
روح موقوف اشارت می بنالد هر دمی
بر سر ره منتظر موقوف یک آریستم
هوش مصنوعی: روح هر لحظه در حالی که منتظر نشانهای است، شکایت میکند و میگوید که من در حال انتظار یک "آری" هستم.
چون از این جا نیستم این جا غریبم من غریب
چون در این جا بیقرارم آخر از جاییستم
هوش مصنوعی: وقتی از اینجا رفتهام، احساس تنهایی میکنم. به دلیل اینکه در این مکان بیتاب و ناآشنا هستم، در واقع نشاندهنده این است که ریشهام در جایی دیگر است.