برگردان به زبان ساده
ما آب دریم ما چه دانیم
چه شور و شریم ما چه دانیم
هوش مصنوعی: ما در حال نوشیدن آب هستیم و نمیدانیم که این آب چه طعمی دارد یا چه احساسی به ما میدهد.
هر دم ز شراب بینشانی
خود مستتریم ما چه دانیم
هوش مصنوعی: ما در هر لحظه از شراب بینشانی سرمست و مست هستیم و نمیدانیم که چه چیزی بر ما گذشته است.
تا گوهر حسن تو بدیدیم
رخ همچو زریم ما چه دانیم
هوش مصنوعی: وقتی زیبایی تو را دیدیم، چهرهای چون گل سرخ پیدا کردیم و حالا ما چه میدانیم!
تا عشق تو پای ما گرفتهست
بیپا و سریم ما چه دانیم
هوش مصنوعی: وقتی عشق تو ما را به زنجیر کشیده، ما نه پا داریم و نه سر. در حقیقت، ما از حال خود بیخبر هستیم.
خشک و تر ما همه توی تو
خوش خشک و تریم ما چه دانیم
هوش مصنوعی: ما همه در تو جمع شدهایم، چه خشک و چه تر، و خوشا به حال ما که این وضعیت را نمیدانیم.
سرحلقه زلف تو گرفتیم
خوش می شمریم ما چه دانیم
هوش مصنوعی: ما در گوشهای از زیباییهای زلف تو غرق شدهایم و در شادی به سر میبریم، ولی حقیقت آن است که ما از عمق این احساسات و زیباییها بیخبریم.
گر زیر و زبر شود دو عالم
زیر و زبریم ما چه دانیم
هوش مصنوعی: اگر دو جهان به هم بریزد و دستخوش تغییر شوند، ما چه میدانیم؟
گر سبزه و باغ خشک گردد
ما از تو چریم ما چه دانیم
هوش مصنوعی: اگر سبزه و باغ خشک شود، ما از تو جدا نمیشویم و از تو بیخبر نیستیم. ما چه میدانیم که چه بر سر ما میآید.
گلزار اگر همه بریزد
گل از تو بریم ما چه دانیم
هوش مصنوعی: اگر همه گلها در باغ بپاشند و از بین بروند، ما چه میدانیم و چه احساسی خواهیم داشت؟
گر چرخ هزار مه نماید
در تو نگریم ما چه دانیم
هوش مصنوعی: اگر هزار زیبایی نیز در دنیای گردون باشد، ما فقط به تو نگاه میکنیم و نمیدانیم آن زیباییها چیست.
گر زانک شکر جهان بگیرد
ما باده خوریم ما چه دانیم
هوش مصنوعی: اگر دنیا به خاطر شیرینیاش تسخیر شود، ما شراب مینوشیم و ما چه میدانیم؟
شمس تبریز ز آفتابت
همچون قمریم ما چه دانیم
هوش مصنوعی: شمس تبریز مانند خورشیدی است که ما مانند مگسها نمیدانیم چه خبرهایی از او داریم.