برگردان به زبان ساده
روزی که گذر کنی به گورم
یاد آور از این نفیر و شورم
هوش مصنوعی: روزی که به سراغ مقامها و یادگارهای من خواهی آمد، به خاطر داشته باش که همیشه از احساس و هیجان من یاد کن.
پرنور کن آن تک لحد را
ای دیده و ای چراغ نورم
هوش مصنوعی: ای دیده و ای چراغ روشنی، آن قبر را برایم نورانی کن.
تا از تو سجود شکر آرد
اندر لحد این تن صبورم
هوش مصنوعی: تا زمانی که در قبرم این بدن صبور بتواند از تو به خاطر نعمتها و الطافات شکرگزاری کند.
ای خرمن گل شتاب مگذار
خوش کن نفسی بدان بخورم
هوش مصنوعی: ای گلستان، نگذار فرصتها از دست برود؛ اجازه بده نفسی تازه کنم و از عطر زیبایت بهرهمند شوم.
وان گاه که بگذری مینگار
کز روزن و درگه تو دورم
هوش مصنوعی: زمانی که از کنارم عبور کنی، به خاطر فاصلهای که از در و پنجرهات دارم، نمیتوانم تو را ببینم.
گر سنگ لحد ببست راهم
از راه خیال بیفتورم
هوش مصنوعی: اگرچه بر سر قبرم سنگی گذاشتهاند، اما هنوز هم در مسیر خیال و رویاهایم بدون هیچ مانعی پیش میروم.
گر صد کفنم بود ز اطلس
بیخلعت صورت تو عورم
هوش مصنوعی: اگرچه صد کفن از ابریشم داشته باشم، اما بیپوشش بودن صورت تو برایم مانند عریانی است.
از صحن سرای تو برآیم
در نقب زنی مگر که مورم
هوش مصنوعی: من از محوطهای که متعلق به توست خارج میشوم و در گودالی فرو میروم، مگر اینکه مرا همچون یک مور ببینی.
من مور توام توی سلیمان
یک دم مگذار بیحضورم
هوش مصنوعی: من مانند یک مورچه در خدمت تو هستم، ای سلیمان! لحظهای هم مرا از حضور خود دور نکن.
خامش کردم بگو تو باقی
کز گفت و شنود خود نفورم
هوش مصنوعی: سکوت کردم تا تو بگویی، چون از گفتوگو با خودم کلافه و خستهام.
شمس تبریز دعوتم کن
چون دعوت توست نفخ صورم
هوش مصنوعی: شمس تبریز، من تو را فراخواندهام، چون دعوت تو برای من مانند بادی است که روح را در بدن به حرکت درمیآورد.