برگردان به زبان ساده
مرا خواندی ز در تو خستی از بام
زهی بازی زهی بازی زهی دام
هوش مصنوعی: تو مرا فراخواندی و از آن بالا به من نگاه کردی، ای زیبایی و خوشگلی، ای بازی شیرین و دام جذاب.
از آن بازی که من می دانم و تو
چه بازیها تو پختستی و من خام
هوش مصنوعی: از آنچه که من می دانم و تو چه ترفندهایی برای من درست کردهای. من هنوز خام هستم و تو خیلی زیرکانه بازی کردهای.
توی کز مکر و از افسوس و وعده
چو خواهی سنگ و آهن را کنی رام
هوش مصنوعی: هر زمانی که بخواهی میتوانی با فریب یا از روی حسرت و وعده، سنگ و آهن را هم به فرمان خود درآوری.
مها با این همه خوشی تو چونی
ز زحمتهای ما وز جور ایام
هوش مصنوعی: ای مها، با اینکه تو از زندگیات لذت میبری، نمیدانی که ما چه زحمات و سختیهایی را تحمل کردهایم و چه مشکلاتی در زندگی بر ما گذشته است.
چه می پرسم تو خود چون خوش نباشی
که در مجلس تو داری جام بر جام
هوش مصنوعی: چرا از تو سوالی بپرسم وقتی خودت حال خوشی نداری؛ در محفل تو که جامی بر روی جامی است، چطور میتوانی شاد باشی؟
مرا در راه دی دشنام دادی
چنین مستم ز شیرینی دشنام
هوش مصنوعی: در مسیر محبوبم به من توهین کردی، اما من از این توهین تا حدی خوشحال و سرمست هستم که مانند شیرینی شیرین است.