برگردان به زبان ساده
بر آن بودم که فرهنگی بجویم
که آن مه رو نهد رویی به رویم
هوش مصنوعی: من در تلاش بودم تا فرهنگی پیدا کنم که آن معشوق زیبا روی خود را به من نشان دهد و با من رو در رو شود.
بگفتم یک سخن دارم به خاطر
به پیش آ تا به گوش تو بگویم
هوش مصنوعی: گفتم یک حرفی دارم که باید با تو در میان بگذارم، بیایید نزدیکتر تا بتوانم آن را به تو بگویم.
که خوابی دیدهام من دوش ای جان
ز تو خواهم که تعبیرش بجویم
هوش مصنوعی: من دیشب خوابی درباره تو دیدهام و ای عزیز، میخواهم تعبیر آن را پیدا کنم.
ندارم محرم این خواب جز تو
تو بشنو ای شه ستارخویم
هوش مصنوعی: من هیچکس را برای در میان گذاشتن این خواب ندارم جز تو، ای زیبای ستارهخوشم.
بجنبانید سر را و بخندید
سری را که بداند مو به مویم
هوش مصنوعی: با کمی تحرک و خنده، توجه کنید که من به تمام جزئیات شما آگاه هستم.
که یعنی حیله با من می سکالی
که من آیینه هر رنگ و بویم
هوش مصنوعی: من همچون آیینهای هستم که هر رنگ و بویی را به خود میگیرد، تو اما در تلاش هستی تا مرا فریب دهی.
مثال لعبتی ام در کف او
که نقش سوزن زردوز اویم
هوش مصنوعی: من مانند یک عروسک در دست او هستم، که به خاطر هنر و خلاقیت او وجود دارم.
نباشد بیحیات آن نقش کو کرد
کمین نقشش منم درهای و هویم
هوش مصنوعی: اگر زندگی نباشد، آن تصویر که کمین کرده است هم وجود نخواهد داشت؛ من همان هستم که درهای وجود و حال و هوایم را میگشاید.