برگردان به زبان ساده
درد شمس الدین بود سرمایه درمان ما
بی سر و سامانی عشقش بود سامان ما
هوش مصنوعی: درد شمس الدین سرمایهای برای درمان ما بود و بینظمی عشق او، به نوعی برای ما نظم و سامان ایجاد میکرد.
آن خیال جان فزای بخت ساز بینظیر
هم امیر مجلس و هم ساقی گردان ما
هوش مصنوعی: این تصویر روحنواز و شگفتانگیز، همزمان پیشوای مجلس و نوشندهگی ماست.
در رخ جان بخش او بخشیدن جان هر زمان
گشته در مستی جان هم سهل و هم آسان ما
هوش مصنوعی: چهرهی زیبا و جانبخش او، در هر لحظه، جان تازهای به ما میبخشد و در این حال، دلبستگی و عشق به او برای ما هم آسان و هم راحت است.
صد هزاران همچو ما در حسن او حیران شود
کاندر آن جا گم شود جان و دل حیران ما
هوش مصنوعی: هزاران نفر مانند ما به زیبایی او شگفتزدهاند، چرا که در آن مکان جان و دل ما به طور کامل گم میشود.
خوش خوش اندر بحر بیپایان او غوطی خورد
تا ابدهای ابد خود این سر و پایان ما
هوش مصنوعی: در دل بیپایان او، به شادی در آبهای عمیق و وسیع او غوطهور شو و تا ابد در این سر و پایان خود غرق لذت باش.
شکر ایزد را که جمله چشمهٔ حیوانها
تیره باشد پیش لطف چشمهٔ حیوان ما
هوش مصنوعی: سپاسگزاری میکنیم از خداوند که همه چشمههای زندگی حیوانات در برابر نعمت و رحمت چشمهٔ حیوان ما کمنور و ناچیز به نظر میرسد.
شرم آرد جان و دل تا سجده آرد هوشیار
پیش چشم مست مخمور خوش جانان ما
هوش مصنوعی: جان و دل از شرم به خود میلرزند تا بتوانند در برابر چشمان مست و شاداب محبوبمان، سجده کنند.
دیو گیرد عشق را از غصه هم این عقل را
ناگهان گیرد گلوی عقل آدم سان ما
هوش مصنوعی: عشق مانند دیوی است که از غم و اندوه، عقل را ناگهان دچار تنگنا میکند و گلوگیر میشود. این حالتی است که آدمی به خاطر عشق و غصه، از قدرت فکر کردن و عقل خود دور میشود.
پس برآرد نیش خونی کز سرش خون میچکد
پس ز جان عقل بگشاید رگ شیران ما
هوش مصنوعی: پس از او، نیشی به وجود میآید که از آن خون میچکد و این وضعیت به گشایش ذهن و روح ما کمک میکند.
در دهان عقل ریزد خون او را بردوام
تا رهاند روح را از دام و از دستان ما
هوش مصنوعی: عقل به طور پیوسته از او خون میریزد تا بتواند روح را از چنگ و گرفتاری نجات دهد.
تا بشاید خدمت مخدوم جانها شمس دین
آن قباد و سنجر و اسکندر و خاقان ما
هوش مصنوعی: تا زمانی که جانها آمادهی خدمت به شمسالدین (منظور شخصیتی بزرگ) باشد، مانند قباد، سنجر، اسکندر و دیگر حاکمان و فرمانروایان ما.
تا ز خاک پاش بگشاید دو چشم سر به غیب
تا ببیند حال اولیان و آخریان ما
هوش مصنوعی: زمانی که از خاک برخیزد، دو چشمی که به عالم غیب توجه دارد، میتواند وضعیت اولیا و آخرت انسانها را مشاهده کند.
شکر آن را سوی تبریز معظم رو نهد
کز زمینش میبروید نرگس و ریحان ما
هوش مصنوعی: شکر اینکه تبریز با شکوهی که دارد، میتواند گلهای نرگس و ریحان را از دل خاک خود رویانده و به ما هدیه دهد.