برگردان به زبان ساده
از شهر تو رفتیم تو را سیر ندیدیم
از شاخ درخت تو چنین خام فتیدیم
هوش مصنوعی: از شهر تو رفتیم، اما نتوانستیم تو را به خوبی ببینیم. به همین دلیل، از سر درخت تو اینگونه بیخبر و خام ماندهایم.
در سایه سرو تو مها سیر نخفتیم
وز باغ تو از بیم نگهبان نچریدیم
هوش مصنوعی: ما در سایه درخت سرو تو آرامش و خواب نداشتیم و از ترس نگهبان، از میوههای باغ تو چیدنی نکردیم.
بر تابه سودای تو گشتیم چو ماهی
تا سوخته گشتیم ولیکن نپزیدیم
هوش مصنوعی: ما برای رسیدن به عشق تو مانند ماهیانی بودیم که در تابه افتادهاند و در حال سوختن هستند، اما هرگز تسلیم نشدیم و دست از تلاش برنداشتیم.
گشتیم به ویرانه به سودای چو تو گنج
چون مار به آخر به تک خاک خزیدیم
هوش مصنوعی: ما به خراب شدهای سفر کردیم با آرزوی یافتن گنجی چون تو، اما مانند ماری در پایان کار، به تنی از خاک فرو رفتیم.
چون سایه گذشتیم به هر پاکی و ناپاک
اکنون به تو محویم نه پاک و نه پلیدیم
هوش مصنوعی: ما از هر چیزی که هم پاک است و هم ناپاک گذر کردهایم و اکنون تمام وجودمان متوجه تو شده است، نه حالتی پاک داریم و نه حالتی ناپاک.
ما را چو بجویید بر دوست بجویید
کز پوست فناییم و بر دوست پدیدیم
هوش مصنوعی: اگر به دنبال ما هستید، به دنبال دوست باشید، چراکه ما در این دنیا فانی شدهایم و تنها در دوست هست که حقیقت وجود ما ظاهر میشود.
تا بر نمک و نان تو انگشت زدستیم
در فرقت و در شور بس انگشت گزیدیم
هوش مصنوعی: ما در هنگام جدایی و غم، به یاد تو و نان و نمکات بارها انگشت به دندان گزیدیم و پشیمان شدیم.
چون طبل رحیل آمد و آواز جرسها
ما رخت و قماشات بر افلاک کشیدیم
هوش مصنوعی: زمانی که صدای طبل سفر به گوش رسید و صداهای جرسها شنیده شد، ما وسایل و لباسهایمان را به آسمان بردیم.
شکر است که تریاق تو با ماست اگر چه
زهری که همه خلق چشیدند چشیدیم
هوش مصنوعی: خوشحالم که دارویی که تو به ما دادی، در دست ماست؛ هرچند ما هم زهر و مشکلاتی را که تمام مردم تجربه کردهاند، چشیدهایم.
آن دم که بریده شد از این جوی جهان آب
چون ماهی بیآب بر این خاک طپیدیم
هوش مصنوعی: در momentی که از این جریان زندگی جدا شدیم، همچون ماهیای که از آب دور شده، روی این زمین رنج و ناراحتی را تحمل کردیم.
چون جوی شد این چشم ز بیآبی آن جوی
تا عاقبت امر به سرچشمه رسیدیم
هوش مصنوعی: چشمهای من چون جویبار خشک شدهاند و از کمآبی رنج میبرند، تا اینکه در نهایت به سرچشمهای که به ما زندگی میبخشد، رسیدیم.
چون صبر فرج آمد و بیصبر حرج بود
خاموش مکن ناله که ما صبر گزیدیم
هوش مصنوعی: وقتی که صبر میکنی، در نهایت چیزهای خوب به دست میآید و اگر صبر نداشته باشی، مشکلات بیشتری برایت بوجود میآید. پس نباید در خفقان بمانی و باید صدای نالهات را بلند کنی، چون ما برای دستیابی به این نتیجه صبر کردهایم.