برگردان به زبان ساده
آن خانه که صد بار در او مایده خوردیم
بر گرد حوالیگه آن خانه بگردیم
هوش مصنوعی: ما به دور آن خانهای میگردیم که صد بار در آنجا از نعمتها و لذتها بهرهمند شدهایم.
ماییم و حوالیگه آن خانه دولت
ما نعمت آن خانه فراموش نکردیم
هوش مصنوعی: ما در کنار آن خانهای هستیم که محل برکت و ثروت ماست و هرگز نعمتهای آن خانه را فراموش نکردهایم.
آن خانه مردی است و در او شیردلانند
از خانه مردی بگریزیم، چه مردیم؟
هوش مصنوعی: آن خانه متعلق به مردان است و در آن قهرمانان و دلاوران زندگی میکنند. اگر از این خانه بگریزیم، پس چه بر سر ما خواهد آمد؟
آنجا همه مستیست و برون جمله خمار است
آنجا همه لطفیم و دگرجا همه دردیم
هوش مصنوعی: در آن مکان همه غرق در شادی و خوشحالی هستند و در خارج از آنجا همه غمگین و افسردهاند. آنجا همه محبت و لطف دارند، اما در دیگر جاها فقط درد و رنج وجود دارد.
آنجا طربانگیزتر از باده لعلیم
وینجا بد و رخزردتر از شیشه زردیم
هوش مصنوعی: در آنجا شادی و سروری بیشتر از شراب خالص است و اینجا حالتی زشت و رنگپریدهتر از شیشه زرد داریم.
آنجای به گرمی همه خورشید تموزیم
وینجای به سردی همه چون بهمن سردیم
هوش مصنوعی: در اینجا به دو حالت متفاوت اشاره شده است. یک جا، مانند تابستان، گرمی و نشاط وجود دارد و در جای دیگر، مانند زمستان، سردی و رکود حاکم است. به نوعی، احساسات و وضعیت موجود در هر مکان کاملاً متفاوت و متضاد هم هستند.
آنجا همه آمیخته چون شکر و شیریم
وینجا همه آویخته در جنگ و نبردیم
هوش مصنوعی: در آنجا همه با هم هماهنگ و شیرینند، مثل شکر و شیر. اما در اینجا همه در حال نبرد و مشاجرهاند.
آنجا شه شطرنج بساط دو جهانیم
وینجا همه سرگشتهتر از مهره نردیم
هوش مصنوعی: در اینجا به تصویر روشنی از زندگی و موقعیت انسانی اشاره شده است. در یک سو، فرد نقش یک حاکم را بر عهده دارد و به نوعی بر همه چیز تسلط دارد، در حالی که در سوی دیگر، افراد مانند مهرههایی در بازی نرد، دچار سردرگمی و بلاتکلیفی هستند. این دو دنیا، یکی با قدرت و کنترل و دیگری با گیجی و بیهدفی، contrast (تقابل) جالبی را بین وضعیتی از تسلط و وضعیتی از گمگشتگی نمایان میکند.
چرخی است کز آن چرخ چو یک برق بتابد
بر چرخ برآییم و زمین را بنوردیم
هوش مصنوعی: اگر به دور این چرخ بگردیم، همچون نوری که ناگهان برق میزند، بر گرد زمین ظهور خواهیم کرد و بر تمامی نقاط آن تسلط خواهیم یافت.