برگردان به زبان ساده
گر تو بنمی خسپی بنشین تو که من خفتم
تو قصه خود می گو من قصه خود گفتم
هوش مصنوعی: اگر تو خستهای، بنشین و استراحت کن. من خودم خیلی خستهام و حالا تو بگو چه داستانی داری. من هم داستان خودم را گفتم.
بس کردم از دستان زیرا مثل مستان
از خواب به هر سویی می خنبم و می افتم
هوش مصنوعی: دیگر از دست خود خسته شدم، زیرا مانند معتادان، از خواب بیدار شده و به هر سو حرکت میکنم و میافتم.
من تشنه آن یارم گر خفته و بیدارم
با نقش خیال او همراهم و هم جفتم
هوش مصنوعی: من همیشه به یاد آن محبوب هستم، حتی اگر او خواب باشد یا بیدار. در هر لحظه، تصویر او در ذهنم همراه من است و مانند همسری با من است.
چون صورت آیینه من تابع آن رویم
زان رو صفت او را بنمودم و بنهفتم
هوش مصنوعی: وقتی که چهرهام مانند آیینه است، به همین دلیل به او توجه میکنم و ویژگیهای او را به نمایش میگذارم و در درون خودم مخفی میکنم.
آن دم که بخندید او من نیز بخندیدم
وان دم که برآشفت او من نیز برآشفتم
هوش مصنوعی: زمانی که او لبخند زد، من هم لبخند زدم و وقتی او ناراحت شد، من هم ناراحت شدم.
باقیش بگو تو هم زیرا که ز بحر توست
درهای معانی که در رشته دم سفتم
هوش مصنوعی: باقی موارد را تو هم بگو، زیرا که دریا از تو سرچشمه میگیرد و درهای معانی که در سلسله سخن من است، از این دریا نشأت میگیرد.