برگردان به زبان ساده
در مجلس آن رستم در عربده بنشستم
صد ساغر بشکستم آهسته که سرمستم
هوش مصنوعی: در محفل آن دلاور بزرگ نشستم و به خوشگذرانی پرداختم. آنقدر نوشیدم که چندین لیوان را به زمین انداختم، اما به آرامی و با حالتی شگفتآور در عالم مستی غرق بودم.
ای منکر هر زنده خنبک زنی و خنده
ای هم خر و خربنده آهسته که سرمستم
هوش مصنوعی: ای کسی که انکار میکنی، هر لحظه در حال شادی و خندهای، اما به آرامی، چون من در حال مستی هستم.
ای عاقل چون لنگر ای روت چو آهنگر
در دلبر ما بنگر آهسته که سرمستم
هوش مصنوعی: ای عاقل، تو مانند لنگری باش و آرامش را حفظ کن، و مثل آهنگری که در حال کار است، به دلبر ما نگاه کن. آهسته و با احتیاط، زیرا من در عالم مستی به سر میبرم.
تو شخصک چوبینی گر پیشترک شینی
صد دجله خون بینی آهسته که سرمستم
هوش مصنوعی: اگر مانند یک شخص چوبین و بیاحساس به جلو بروی، در آن صورت خونهای بسیاری از دجله را مشاهده خواهی کرد، پس با آرامش و خونسردی پیش رو.
کاهل مشو ای ساقی باقی است ز ما باقی
پر ده می راواقی آهسته که سرمستم
هوش مصنوعی: ای ساقی، تن پرهیز را کنار بگذار و از ما نگذار، هنوز شراب باقی است. آرام آرام به من بده، چون уже مست و خوشحال هستم.
آنها که ملولانند زین راه چه گولانند
بس سرد فضولانند آهسته که سرمستم
هوش مصنوعی: افرادی که از این مسیر خسته و ناامید هستند، در واقع سادهلوحی میکنند و خود را به زحمت میاندازند. آنها در حالی که در فضای سرد و بیفایدهای هستند، باید با احتیاط و آرامش رفتار کنند.
شمس الحق آزاده تبریز و می ساده
تا حشر من افتاده آهسته که سرمستم
هوش مصنوعی: شمس الحق، مرد آزاد و عاشق شراب تبریز، تا روز قیامت در ذهن من جا دارد و به آرامی در حال سرمستی است.