برگردان به زبان ساده
گر بیدل و بیدستم وز عشق تو پابستم
بس بند که بشکستم آهسته که سرمستم
هوش مصنوعی: اگر بیدل و بیدستم و از عشق تو به پا ایستادهام، با این حال، بندهایی را که شکستهام کم نیست. آهسته دارم سرمستی میکنم.
در مجلس حیرانی جانی است مرا جانی
زان شد که تو میدانی آهسته که سرمستم
هوش مصنوعی: در جمعی که همه در حیرت و شگفتی هستند، روحی در درون من وجود دارد که به خاطر توست. این احساس به خاطر این است که تو به آرامی میدانی که من به شدت سرمست هستم.
پیش آی دمی جانم زین بیش مرنجانم
ای دلبر خندانم آهسته که سرمستم
هوش مصنوعی: ای دلبر خندان، بیا و یک لحظه به نزد من بیا، که دیگر از دوریات رنجیدهام. بگذار آرام کند که من دیوانهوار عاشق تو هستم.
ساقی می جانان بگذر ز گران جانان
دزدیده ز رهبانان آهسته که سرمستم
هوش مصنوعی: ای ساقی، از عشق محبوب بگذر که جانم را به آرامی دزدیدهاند. حواست باشد که من در حال مستی هستم.
رندی و چو من فاشی بر ملت قلاشی
در پرده چرا باشی آهسته که سرمستم
هوش مصنوعی: اگر مثل من رند هستی و به مردم قلاشی میکنی، پس چرا باید در پرده و پنهانی باشی؟ به آرامی بگو که من سرمستم.
ای می بترم از تو من باده ترم از تو
پرجوش ترم از تو آهسته که سرمستم
هوش مصنوعی: من از تو ترس دارم، ای می، چون بادهام، از تو سرشارتر و پرجوشتر هستم. اما با این حال، باید با احتیاط و آرامش رفتار کنم، چون در حال مستیام.
از باده جوشانم وز خرقه فروشانم
از یار چه پوشانم آهسته که سرمستم
هوش مصنوعی: من از شراب دلخواه سیرابم و از لباس عابدان فاصله گرفتهام. چه چیزی را از معشوق پنهان کنم؟ آهسته بنوش زیرا که در حال مستیام.
تا از خود ببریدم من عشق تو بگزیدم
خود را چو فنا دیدم آهسته که سرمستم
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر بیان میکند که وقتی عشق تو را انتخاب کردم، از خودم فاصله گرفتم. زمانی که خود را در حال نابودی دیدم، به آرامی متوجه شدم که در عشق تو غرق شدهام.
هر چند به تلبیسم در صورت قسیسم
نور دل ادریسم آهسته که سرمستم
هوش مصنوعی: با وجود اینکه ظاهر من سخت و خشن است، اما در درونم نوری از محبت و عشق وجود دارد که به آرامی مرا شگفتزده کرده است.
در مذهب بیکیشان بیگانگی خویشان
باد است بر ایشان آهسته که سرمستم
هوش مصنوعی: در میان مردمان بیدینی که فقط به دنبال خود هستند، ارتباط و همبستگی با خویشان و نزدیکان بیمعناست. باید با احتیاط و آرامش رفتار کرد و از شگفتیهای دنیا لذت برد، چون غرق در شادی و خوشی هستم.
ای صاحب صد دستان بیگاه شد از مستان
احداث و گرو بستان آهسته که سرمستم
هوش مصنوعی: ای کسی که تواناییهای زیادی داری، اکنون شب شده و از شوق و شادی مستانه در حال خراب کردن و برآورده کردن آرزوهای خود هستی. آرام باش، زیرا من در حالت سرمستی به سر میبرم.