برگردان به زبان ساده
کعبه جانها توی گرد تو آرم طواف
جغد نیم بر خراب هیچ ندارم طواف
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به نوعی از عشق و ارادت عمیق خود به معشوق اشاره میکند. او میگوید که جانها و دلها در دور معشوق میچرخند، مانند طواف در اطراف کعبه. همچنین به این نکته اشاره میکند که او از هیچ چیز در کنار معشوق خود باکی ندارد و حتی در خرابترین وضعیتها، عشق او آنقدر برایش ارزشمند است که به دور معشوق میچرخد.
پیشه ندارم جز این کار ندارم جز این
چون فلکم روز و شب پیشه و کارم طواف
هوش مصنوعی: من هیچ کاری جز این ندارم و هیچ شغلی جز این انجام نمیدهم، مانند فلک که همیشه در حال چرخش است، روز و شب مشغول طواف هستم.
بهتر از این یار کیست خوشتر از این کار چیست
پیش بت من سجود گرد نگارم طواف
هوش مصنوعی: هیچ یاری بهتر از این وجود ندارد و هیچ کاری خوشایندتر از این نیست که در برابر محبوبم سجده کنم و دور او بچرخم.
رخت کشیدم به حج تا کنم آن جا قرار
برد عرب رخت من برد قرارم طواف
هوش مصنوعی: من لباس سفر به حج را پوشیدم تا در آنجا آرامش پیدا کنم، اما عرب لباس مرا برداشت و آرامشم را نیز از من گرفت.
تشنه چه بیند به خواب چشمه و حوض و سبو
تشنه وصل توام کی بگذارم طواف
هوش مصنوعی: تشنه در خواب به چشمه و حوض و ظرف آب نگاه میکند، ولی من که به وصالت عطش دارم، چگونه میتوانم از دور تو بگردم و تو را ترک کنم؟
چونک برآرم سجود بازرهم از وجود
کعبه شفیعم شود چونک گزارم طواف
هوش مصنوعی: زمانی که به خضوع و سجده میروم، با تمام وجودم بر کعبه که شفیع من است، میافزايم و وقتی به دور آن طواف میکنم.
حاجی عاقل طواف چند کند هفت هفت
حاجی دیوانهام من نشمارم طواف
هوش مصنوعی: آدم عاقل و متفکر ممکن است چندین بار دور کعبه بچرخد و همه چیز را حساب کند، اما من که دیوانهام، این حساب و کتابها برایم مهم نیست و فقط به عشق خداوند میچرخم.
گفتم گل را که خار کیست ز پیشش بران
گفت بسی کرد او گرد عذارم طواف
هوش مصنوعی: به گل گفتم که چرا خار کنار توست؟ گفت خار بسیار دور من میچرخد و برای من احترام میگذارد.
گفت به آتش هوا دود نه درخورد توست
گفت بهل تا کند گرد شرارم طواف
هوش مصنوعی: گفت به آتش که نباید به تو نزدیک شود و دود از تو برنخیزد، سپس به من گفت که بیستم تا شعلهام دور خود بچرخد.
عشق مرا میستود کو همه شب همچو ماه
بر سر و رو میکند گرد غبارم طواف
هوش مصنوعی: عشق مرا ستایش میکند، زیرا هر شب مانند ماه بر سر و روی من میتابد و گرد و غبارم را دور میزند.
همچو فلک میکند بر سر خاکم سجود
همچو قدح میکند گرد خمارم طواف
هوش مصنوعی: مانند آسمان که بر زمین سجده میکند، من هم به حالت خضوع بر خاک میافتم. مانند گلابی که دور گردی خم میچرخد، من نیز به دور خمار خود میگردم.
خواجه عجب نیست اینک من بدوم پیش صید
طرفه که بر گرد من کرد شکارم طواف
هوش مصنوعی: عجبی ندارد که من اکنون به دنبال شکار بروم، زیرا حیوان شکار به دور من میچرخد و من را دنبال میکند.
چار طبیعت چو چار گردن حمال دان
همچو جنازه مبا بر سر چارم طواف
هوش مصنوعی: چهار طبیعت را همانند چهار گردن باربر بدان و همچون جنازه، بر سر این چهار دایره (طبیعت) نچرخ.
هست اثرهای یار در دمن این دیار
ور نه نبودی بر این تیره دیارم طواف
هوش مصنوعی: در این دیار، نشانههایی از محبوب وجود دارد، وگرنه این سرزمین تیره و تار را نمیگردیدم.
عاشق مات ویم تا ببرد رخت من
ور نه نبودی چنین گرد قمارم طواف
هوش مصنوعی: عاشق، به خاطر محبت و اشتیاقش به من، به شدت تحت تاثیر قرار گرفته است. اگر او نبود، من در این مسیر پرخطر و پرهیجان نمیبودم.
سرو بلندم که من سبز و خوشم در خزان
نی چو حشیشم بود گرد بهارم طواف
هوش مصنوعی: من در زمره درختان بلند و سرسبز هستم که در فصل خزان هم سرزنده و شاداب هستم، در حالی که درختان دیگر مانند علفها برایم گرد و غبار فصل بهار را میچرخند.
از سپه رشک ما تیر قضا میرسد
تا نکنی بیسپر گرد حصارم طواف
هوش مصنوعی: قضا و تقدیر گاهی به ما حمله میکند، پس تو هم در برابر آن، نیاز به پناه و حفاظ داری تا به دور من نگردی و به حریمم وارد نشوی.
خشت وجود مرا خرد کن ای غم چو گرد
تا که کنم همچو گرد گرد سوارم طواف
هوش مصنوعی: ای غم، وجود من را مثل خردهخاک بساز، تا بتوانم مانند گرد، به دور تو بچرخم و در میانت طواف کنم.
بس کن و چون ماهیان باش خموش اندر آب
تا نه چو تابه شود بر سر نارم طواف
هوش مصنوعی: سکوت کن و مانند ماهیها در آب خاموش باش تا بر سر تو مانند بازتاب نور در آب تاب نهایی نداشته باشد.