برگردان به زبان ساده
جان منست او هی مزنیدش
آن منست او هی مبریدش
هوش مصنوعی: جان من اوست، بنابراین با او بدرفتاری نکنید و او را ترک نکنید.
آب منست او، نان منست او
مثل ندارد باغ امیدش
هوش مصنوعی: او شبیه هیچکس نیست و به نوعی برای من مانند آب و نان اهمیت دارد؛ باغ آرزوهایش پر از زیبایی و امید است.
باغ و جنانش، آب روانش
سرخی سیبش، سبزی بیدش
هوش مصنوعی: باغ و بهشتش، جریان آبش، قرمزی سیبش و سبزی درخت بیدش جذابیت خاصی دارد.
متصلست او، معتدلست او
شمع دلست او، پیش کشیدش
هوش مصنوعی: او همواره به هم پیوسته و متعادل است، مانند شمعی در دل که به سویش جذب میشود.
هر که ز غوغا، وز سر سودا
سر کشد این جا، سر ببریدش
هوش مصنوعی: هر کسی که از جنجال و هیجانات دوری کند، در اینجا سرش را میزنند.
هر که ز صهبا، آرد صفرا
کاسهٔ سکبا، پیش نهیدش
هوش مصنوعی: هر کس که از شراب نشاط بخش گردی ز زردی و بیماری دور کند، او را به عنوان کسی که لایق احترام است، در مقابل مینشینید.
عام بیاید، خاص کنیدش
خام بیاید، هم بپزیدش
هوش مصنوعی: وقتی افراد عام و معمولی وارد میشوند، میتوان آنها را به سمت دقت و خاص بودن راهنمایی کرد و اگر کسی ناپخته و خام به جمع بیاید، میتوان آن را آماده و پخته کرد.
نک شه هادی، زان سوی وادی
جانب شادی، داد نویدش
هوش مصنوعی: آن بزرگوار که راهنماست، از آن طرف دشت خوشی، خبر خوشی به او داد.
داد زکاتی، آب حیاتی
شاخ نباتی تا به مزیدش
هوش مصنوعی: آب حیات و شاخ نباتی را به امانت میدهد تا رشد کند و به کمال برسد.
باده چو خورد او، خامش کرد او
زحمت برد او تا طلبیدش
هوش مصنوعی: وقتی او شراب را نوشید، خاموش و بیخیال شد و از زحمتهایش آرام گرفت تا اینکه دوباره آن را از دست طلب کرد.