برگردان به زبان ساده
گستاخ مکن تو ناکسان را
در چشم میار این خسان را
هوش مصنوعی: از بیاحترامی به افراد ناتوان و بیمقدار خودداری کن و به این افراد ارزش نده.
درزی دزدی چو یافت فرصت
کم آرد جامه رسان را
هوش مصنوعی: اگر دزدی فرصت پیدا کند، ممکن است به سرعت کار خود را انجام دهد و چیزی را برباید.
ایشان را دار حلقه بر در
هم نیز نیند لایق آن را
هوش مصنوعی: آنها را به حلقهی در دعوت نکن، چرا که لایق این مقام نیستند.
پیشت به فسوس و سخره آیند
از طمع مپوش این عیان را
هوش مصنوعی: قبل از تو به خاطر نیات و خواستههای خود به فریب و نیرنگ میآیند، اما از این حقیقت که روشن و واضح است، چیزی پنهان نکن.
ایشان چو ز خویش پرغمانند
چون دور کنند ز تو غمان را ؟
هوش مصنوعی: این افراد چون خودشان غمگین و نگران هستند، چگونه میتوانند غم را از تو دور کنند؟
جز خلوت عشق نیست درمان
رنج باریک اندهان را
هوش مصنوعی: تنها در خلوت عشق میتوان به التیام رنجهای دلهای حساس پرداخت.
یا دیدن دوست یا هوایش
دیگر چه کند کسی جهان را
هوش مصنوعی: انسان یا با دیدن دوستش احساس شادی میکند، یا با فکر کردن به او، و در غیر این صورت زندگی برایش معنایی نخواهد داشت.
تا دیدن دوست در خیالش
میدار تو در سجود جان را
هوش مصنوعی: در خیال دیدن دوست، جان خود را در حال سجده قرار بده.
پیشش چو چراغپایه میایست
چون فرصتهاست مر مهان را
هوش مصنوعی: در برابر او مانند چراغی ایستادهایم؛ چرا که فرصتها برای مهمانان فراهم است.
وامانده از این زمانه باشی
کی بینی اصل این زمان را
هوش مصنوعی: اگر در این دنیا تنها بمانی و از آن عقب بمانی، چگونه میتوانی حقیقت و اصل این زمان را ببینی؟
چون گشت گذار از مکان چشم
زو بیند جان آن مکان را
هوش مصنوعی: زمانی که از جایی عبور میکند، چشمش به زیباییهای آن مکان میافتد و روحش را مجذوب میسازد.
جان خوردی تن چو قازغانی
بر آتش نه تو قازغان را
هوش مصنوعی: ای جان، تو با تن خود مثل قازغانی که در آتش است، زندگی میکنی، اما نه تویی که مثل قازغان زندگی کنی.
تا جوش ببینی ز اندرونت
زان پس نخری تو داستان را
هوش مصنوعی: اگر از درون خود احساس شور و هیجان را ببینی، دیگر به سراغ داستانها و افسانهها نرو.
نظاره نقد حال خویشی
نظاره درونست راستان را
هوش مصنوعی: به دقت به وضعیت خودت نگاه کن و به عمق درون خود پی ببر.
این حال بدایت طریقست
با گم شدگان دهم نشان را
هوش مصنوعی: این وضعیت نشانهای از مسیر نادرست است که برای کسانی که گم شدهاند، مشخص میکند.
چون صد منزل از این گذشتند
این چون گویم مر آن کسان را
هوش مصنوعی: وقتی که از این مرحله عبور کردند، به راحتی میتوانم درباره آن افراد صحبت کنم.
مقصود از این بگو و رستی
یعنی که چراغ آسمان را
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که هدف این است که بگوییم یا روشن کنیم که چه چیزی باعث روشنایی آسمان میشود.
مخدومم شمس حق و دین را
کاو هست پناه انس و جان را
هوش مصنوعی: من به شمس حق و دین احترام میگذارم، که پناهگاه روح و جان انسانهاست.
تبریز از او چو آسمان شد
دل گم مکناد نردبان را
هوش مصنوعی: تبریز به قدری درخشان و بالا رفته که دل را گم نکنید و نردبان را فراموش نکنید.