برگردان به زبان ساده
آنک جانش دادهای آن را مکش
ور ندادی نقش بیجان را مکش
هوش مصنوعی: اگر جان و زندگی را به کسی عطا کردهای، آن را از او نگیر. و اگر به او چیزی ندادهای، آنچه بیجان و بیفایده است را نیز از او نستان.
آن دو زلف کافر خود را بگو
کای یگانه اهل ایمان را مکش
هوش مصنوعی: ای آن دو زلف زیبای کافر که دل مرا به حیرت واداشتهاید، به تو میگویم: ای یگانه اهل ایمان، مرا از خود مکش!
آفتابا روی خود جلوه مکن
چند روزی ماه تابان را مکش
هوش مصنوعی: ای خورشید، چند روزی از خود نمایشی نکن و ماه تابان را تحت الشعاع قرار مده.
چون تو سیمرغی به قاف ذوالجلال
بازگرد و جمله مرغان را مکش
هوش مصنوعی: ای تو که همچون سیمرغی با عظمت، به آسمان بلند برگرد و همه پرندگان را از دست نده.
در میان خون هر مسکین مرو
جز قباد و شاه خاقان را مکش
هوش مصنوعی: در میان خون هر فرد نیازمندی، جز حکمران و پادشاه را نکش.
گر مرا دربان عشقت بار داد
از سر غیرت تو دربان را مکش
هوش مصنوعی: اگر عشق تو به من اجازه دهد که احساساتم را بیان کنم، به خاطر غیرت و حساسی که داری، به آن نگهبان آسیبی نزن.
گر فضولم من که مهمان توام
شرط نبود هیچ مهمان را مکش
هوش مصنوعی: اگر من فضول و از حد گذر کنم، چون مهمان تو هستم، حق ندارم که تو مرا برنجانی.
مست میدانم ز مِی دانم خراب
شیشه مشکن مست میدان را مکش
هوش مصنوعی: من به نوشیدن مشغولم و از حالتی که دارم آگاه هستم. این را بدان که شکستگی شیشه را نمیپسندم، پس اجازه نده که خلوت و شادابی را از من بگیری.
شمس تبریزی توی سلطان من
بازگشتم باز سلطان را مکش
هوش مصنوعی: من دوباره به شمس تبریزی بازگشتم، ای سلطان، او را نکشید.