برگردان به زبان ساده
من توام تو منی ای دوست مرو از بر خویش
خویش را غیر مینگار و مران از در خویش
هوش مصنوعی: ای دوست، من و تو در یکدیگری گم شدهایم. از کنار من نرو و از خودت دور نشو، که جز خودت هیچکس را فراموش نکن و راهی را که به من ختم میشود، رها مکن.
سر و پا گم مکن از فتنهٔ بیپایانت
تا چو حیران بزنم پای جفا بر سر خویش
هوش مصنوعی: از خودت غافل مشو در مشکلاتی که بیپایان به وجود میآید، تا وقتی که حیرت زده بشوم و فشار ظلم را بر سر خود احساس کنم.
آن که چون سایه ز شخص تو جدا نیست منم
مکش ای دوست تو بر سایهٔ خود خنجر خویش
هوش مصنوعی: من آن کسی هستم که مانند سایه، از تو جدا نمیشوم. ای دوست، مواظب باش که خنجر خود را به سمت سایهات نگیری.
ای درختی که به هر سوت هزاران سایهست
سایهها را بنواز و مبُر از گوهر خویش
هوش مصنوعی: ای درختی که با صدای هر نسیم، هزاران سایه میافکنی، به سایهها محبت کن و از گنجینه وجودت چیزی را کم نکن.
سایهها را همه پنهان کن و فانی در نور
برگشا طلعت خورشیدرخ انور خویش
هوش مصنوعی: همهی سایهها را بپوشان و خود را در نور غرق کن که زیبایی چهرهی تابناک خورشید را به نمایش بگذاری.
ملک دل از دودلی تو مخبط گشتهست
بر سر تخت برآ پا مکش از منبر خویش
هوش مصنوعی: دل من به خاطر تردیدها و بلاتکلیفیهای تو در وضعیت بدی قرار دارد. لطفاً بر روی جایگاه خودت پایدار باقی بمان و از دلسردی من جلوگیری کن.
عقل تاج است چنین گفت به تثمیل علی
تاج را گوهر نو بخش تو از گوهر خویش
هوش مصنوعی: عقل مانند تاجی است که به انسان بخشیده شده و با وجود آن، فرد میتواند مانند یک جواهر جدید از گوهر وجود خود بروز دهد.