برگردان به زبان ساده
ای یوسفِ مهرویان! ای جاه و جمالت خوش
ای خسرو و ای شیرین! ای نقش و خیالت خوش
هوش مصنوعی: ای زیبارویان، تو همچون یوسف زیبایی! خوشا به حالت بر اثر جلال و زیبایت، ای پادشاه و ای شیرینزبان! خوشا نقش و تصویری که از تو در ذهن دارم.
ای چهرهٔ تو مهوش، آب است و در او آتش
هم آتش تو نادر هم آب زلالت خوش
هوش مصنوعی: چهرهٔ زیبای تو مانند ماه است و در آن آب و آتش وجود دارد. آتش تو خاص و نادر است و آب زلال تو دلنشین و دلفریب.
ای صورت لطف حق نقش تو خوش است الحق
ای نقش تو روحانی، وی نور جلالت خوش
هوش مصنوعی: ای چهرهای که نمایانگر نعمتهای الهی هستی، حقیقتاً زیبایی تو دلانگیز است. ای نقش تو که روح را تازه میکند، و نور جلالت بسیار زیبا است.
ای مستی هوش آخر در مهر بجوش آخر
در وصل بکوش آخر ای صبح وصالت خوش
هوش مصنوعی: ای دل دیوانه، در محبت و عشق خود نهایت دقت را به خرج بده. در پی وصل و دیدار محبوب باش و از خوشی صبحی که به وصالت میانجامد، لذت ببر.
ای روز ز روی تو شب سایه موی تو
چون ماه برآ امشب ای طالع و فالت خوش
هوش مصنوعی: ای روز، به خاطر چهرهات شب زیبای بامداد را میسازم و سایهی موهایت مانند ماه بر فراز میتابد. امشب، ستارهی بخت و فال من خوش یمن است.
گر لطف و وصال آری ور جور و محال آری
آمیختهای با جان ای جور و محالت خوش
اگر لطف و محبت خود را به من هدیه کنی یا اگر جفا و حرکت ناپسند انجام دهی، با جانم آمیخته ای و از تو نمی رنجم ای تویی که حرکت ناپسندت هم برایم خوش است
دل گفت مرا روزی سالی گذرد زان مه
جان گفت به گوشِ دل: کای دل! مه و سالت خوش
هوش مصنوعی: دل به خود گفت که روزگاری خواهد گذشت و سالی سپری خواهد شد، اما جان به دل گفت: ای دل، سال و ماه تو خوب و خوش خواهد بود.
تبریز بگو آخر با غمزهٔ شمسالدین
کای فتنهٔ جادویان! ای سحر حلالت خوش
هوش مصنوعی: در تبریز بگو که در نهایت، با نگاهی از شمسالدین، چه فتنهای از جادوگران به وجود آمده! ای سحر و جادوی تو، که حلال است، چقدر دلنشین و زیباست.