برگردان به زبان ساده
گر نهای دیوانه رو مر خویش را دیوانه ساز
گرچه صد ره مات گشتی مهره دیگر بباز
هوش مصنوعی: اگر خودت دیوانه نیستی، باید دیگران را دیوانه کنی. با اینکه بارها شکست خوردهای، هنوز هم میتوانی با ترفندهای جدید بازی کنی.
گرچه چون تاری ز زخمش زخمه دیگر بزن
بازگرد ای مرغ گرچه خستهای از چنگ باز
هوش مصنوعی: اگرچه تو مانند توری از جراحتهایت زخمی شدهای، اما دوباره پرواز کن، ای پرنده، حتی اگر از چنگال زندگی خسته شدهای.
چند خانه گم کنی و یاوه گردی گرد شهر
ور ز شهری نیز یاوه با قلاوزی بساز
هوش مصنوعی: چند بار در کوچهها و خیابانها گمشده و به بیهودهگویی بپردازی، حتی اگر در شهری دیگر هم باشی، میتوانی با کلامی بیفایده برای خود داستان بسازی.
اسب چوبین برتراشیدی که این اسب منست
گر نه چوبینست اسبت خواجه یک منزل بتاز
هوش مصنوعی: تو اسب چوبیای را ساختهای که من آن را به عنوان اسب خود میشناسم. اگرچه او چوبی است، اما اگر اسب واقعی داشتی، باید با سرعت بیشتری به جلو حرکت کنی.
دعوت حق نشنوی آنگه دعاها میکنی
شرم بادت ای برادر زین دعای بینماز
هوش مصنوعی: اگر دعوت خدا را نشنوی و از او فاصله بگیری، در آن صورت دعا کردن تو بیفایده خواهد بود. ای برادر، از اینکه دعاهای بیپشتوانه و بدون عمل مستقیم نسبت به خداوند انجام میدهی، شرم کن.
سر به سر راضی نهای که سر بری از تیغ حق
کی دهد بو همچو عنبر چونک سیری و پیاز
هوش مصنوعی: آدمی باید همیشه با رضایت و تسلیم باشد، زیرا اگر از دستورات واقعی و حق انسانی دور شود، به مانند عطر خوشی که از عنبر برمیخیزد، دیگر توجهی به او نخواهد شد. اما اگر کارهای نادرست او بیش از حد معمول شود، مانند بوی پیاز که ناخوشایند است، به هیچوجه قابل قبول نیست.
گر نیازت را پذیرد شمس تبریزی ز لطف
بعد از آن بر عرش نه تو چاربالش بهر ناز
هوش مصنوعی: اگر شمس تبریزی با لطفش نیاز تو را بپذیرد، بعد از آن بر تخت سلطنت، تو چهار بالشت برای راحتی خودت میسازی.