برگردان به زبان ساده
گر به خلوت دیدمی او را به جایی سیر سیر
بیرقیبش دادمی من بوسههایی سیر سیر
هوش مصنوعی: اگر او را به تنهایی میدیدم، به جایی میبردمش و بدون هیچ رقیبی، تا دلت بخواهد، بوسههای زیادی به او میدادم.
بس خطاها کردهام دزدیده لیکن آرزوست
با لب ترک خطا روزی خطایی سیر سیر
هوش مصنوعی: من اشتباهات زیادی کردهام و اگرچه دلم میخواهد که در آینده به خطاهایم پایان دهم، اما همچنان در پی خوشی و سیر و سیاحت خواهم بود.
تا یکی عشرت ببیند چرخ کاو هرگز ندید
عشرت کدبانوی با کدخدایی سیر سیر
هوش مصنوعی: تا کسی خوشی و لذت را ببیند، چه برکاتی در زندگی او وجود دارد که هیچگاه طعم خوشی و لذت را از زندگی بیخبر بوده است.
یک به یک بیگانگان را از میان بیرون کنید
تا کنارم گیرد آن دم آشنایی سیر سیر
هوش مصنوعی: در یک زمان، بیگانگان را دور کنید تا در آن لحظه، آشنایی به نزد من بیاید و با من باشد.
دست او گیرم به میدان اندرآیم پایکوب
میزنم زان دست با او دست و پایی سیر سیر
هوش مصنوعی: اگر دست او را بگیرم و وارد میدان شوم، با پاهایم بر کف زمین میکوبم و از دستان او با شادی و نشاط حرکت میکنم.
ای خوشا روزی که بگشاید قبا را بند بند
تا کشم او را برهنه بیقبایی سیر سیر
هوش مصنوعی: روز خوشی که قبا را از بندهایش آزاد کنم و او را بدون لباس و با آرامش در آغوش بگیرم.
در فراق شمس تبریزی از آن کاهید تن
تا فزاید جانها را جانفزایی سیر سیر
هوش مصنوعی: در دوری شمس تبریزی، انسان باید از لذتها و مسائل مادی بکاهد تا روح و جانش بالاتر رود و شکوفا شود. این سفر درونی و روحانی میتواند به رشد و تعالی جان کمک کند.