برگردان به زبان ساده
عاشقی در خشم شد از یار خود معشوق وار
گازری در خشم گشت از آفتاب نامدار
هوش مصنوعی: عاشق به شدت از محبوب خود ناراحت و خشمگین شد، مثل گازری که در برابر نام آشنای خورشید، به خشم میآید.
وانگهان چون گازری از گازران درویشتر
وانگهان چون آفتابی آفتاب هر دیار
هوش مصنوعی: ناگهان مانند زنی از زندههای گدا، ناگهان همچون خورشیدی روشنایی بخش هر سرزمینی.
ناز گازر چون بدید آن آفتاب از لطف خود
ابر پیش آورد اینک گازری با کار و بار
هوش مصنوعی: وقتی ناز و زیبایی گازر را آفتاب دید، به خاطر محبتش ابر را جلو آورد تا گازر به کار و بار خود بپردازد.
گفت تا گازر نخندد من برون نایم ز ابر
تا دل او خوش نگردد من نباشم برقرار
هوش مصنوعی: گفت که تا گازر (چوپان یا شخصی که به دامداری مشغول است) نمیخندد، من نمیتوانم از ابر بیرون بیایم. تا زمانی که دل او شاد نشود، من هم نمیتوانم آرام و بدون مشکل باشم.
دسته دسته جامههای گازران از کار ماند
تا پدید آید که گازر اختیارست اختیار
هوش مصنوعی: گروه گروه لباسهای کارگران گازر بیاستفاده ماند تا نشان دهد که گازر در واقع اختیار دارد و میتواند انتخاب کند.
هر کی باشد عاشق آن آفتاب از جان و دل
سر ز خاک پای گازر برندارد زینهار
هوش مصنوعی: هر کسی که عاشق آن خورشید است، باید با تمام وجود و جانش از پای گازر (داس) دست نکشد و احتیاط کند.
گویم آن گازر که باشد شمس تبریزی و بس
کز برای او برآید آفتاب از هر کنار
هوش مصنوعی: میگویم کسی وجود دارد که همچون شمس تبریزی است و به خاطر او، نور و روشنی از هر سو منتشر میشود.