برگردان به زبان ساده
نگشتم از تو هرگز ای صنم سیر
ولیک از هجر گشتم دم به دم سیر
هوش مصنوعی: هرگز از تو سیر نشدهام ای معشوق، اما از دوریات هر لحظه به تنگ آمدهام.
همیبینم رضایت در غم ماست
چگونه گردد این بیدل ز غم سیر
هوش مصنوعی: من میبینم که رضایت در اندوه ما نهفته است، چطور ممکن است کسی که دلش شاد نیست از غمها سیر شود؟
چه خون آشام و مستسقیست این دل
که چشمم مینگردد ز اشک و نم سیر
هوش مصنوعی: این دل چقدر تشنه و دردمند است که چشمانم از اشک و رطوبت پر نمیشود.
اگر سیری از این عالم بیا که
نگردد هیچ کس زان عالمم سیر
هوش مصنوعی: اگر از این دنیا سیر شدهای، بیایید به دنیای دیگری برویم که کسی در آن دنیا از آن سیر نمیشود.
چو دیدم اتفاق عاشقانت
شدستم از خلاف و لا و لم سیر
هوش مصنوعی: وقتی دیدم که عشق چقدر فراگیر است، دیگر از نداشتن و انکار گذشته دست برداشتم و به بیان احساسات خود پرداختم.
ولی دردم تو اسرافیل جانها
نیم از نفخ روح و زیر و بم سیر
هوش مصنوعی: اما درد من مانند صدای اسرافیل نیست که جانها را زنده کند و روح را در بدن قرار دهد.
چو بوی جام جان بر مغز من زد
شدم ای جان جان از جام جم سیر
هوش مصنوعی: وقتی بوی شراب به وجودم رسید، احساس کردم که جانم پر از زندگی است و از شادابی جام جم سیر شدم.
چو بیشست آن جنون لحظه به لحظه
خسیس آن کو نگشت از بیش و کم سیر
هوش مصنوعی: هرچه زمان میگذرد، جنون و دیوانگی آن شخص بیشتر میشود و این شخص که از تهیدستی و فراوانی زندگی پربار نیست، هیچگاه از وضعیت مالی و معنوی خود سیر نمیشود.
چو دیدم کاس و طاس او شدستم
از این طشت نگون خم به خم سیر
هوش مصنوعی: وقتی متوجه شدم که وضعیت او ناپایدار و نامطلوب است، تصمیم گرفتم که دیگر در این وضعیت باقی نمانم و از آن دوری کنم.
خیال شمس تبریزی بیامد
ز عشق خال او گشتم ز غم سیر
هوش مصنوعی: تصور شمس تبریزی به خاطر عشق و زیبایی خاص او، من را از غم و افسردگی رهایی بخشید.