برگردان به زبان ساده
ای رخت فکنده تو بر اومید و حذر بر
آخر نظری کن به نظربخش فکر بر
هوش مصنوعی: ای زیبا، تو که امید و احتیاط را بر تن کردهای، در نهایت نگاهی به آنچه که خوب و دلنشین است بیفکن.
ای طالب و ای عاشق بنگر به طلب بخش
بنگر به مؤثر تو چه چفسی به اثر بر
هوش مصنوعی: ای کسی که به دنبال عشق و وصل هستی، به آنچه میخواهی توجه کن و به تأثیر آن نگاه کن؛ تأثیراتی که در زندگیات ایجاد میکند و چقدر لذتبخش است.
او میکشدت جانب صلح و طرف جنگ
گه صحبت یاران و گهی اوج سفر بر
هوش مصنوعی: او تو را به سوی صلح و آرامش میبرد، و گاه درگیر جنگ و جدال میکند؛ گاهی از صحبت با دوستان لذت میبرد و گاهی هم به اوج سفر و ماجراجویی میرسد.
در تو نگران او و تو را چشم چپ و راست
او با تو سخن گوی و تو را گوش سمر بر
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که شخصی نگران دیگری است و نگاه های او به آن شخص میچرخد و با او صحبت میکند. همچنین در این جا اشاره به گوش شنوا و دل سوزان دارد که نشاندهنده محبت و توجه خاصی است.
او میزند این سیخ و هش گاو سوی یوغ
عیسیست رفیق و هش خربنده به خر بر
هوش مصنوعی: او میزند این سیخ و هش، به گاو نزدیک میشود و عیسایی در کار است؛ دوستی که به هم کمک میکنند و هر کدام به شغل خود مشغولند.
هر گاو و خری سیخ خورد بر کفل و پشت
تو سیخ ندامت خوری بر سینه و بر بر
هوش مصنوعی: هر کس به نوعی دچار عواقب عملش میشود و باید از اشتباهاتش درس بگیرد. این ندامت و پشیمانی به مانند سیخی است که بر سینهاش فرو میرود و یادآور خطاهایش میشود.
زان سیخ کباب دل تو گر نشد آگه
پخته کندت مطبخیش نار سقر بر
هوش مصنوعی: اگر دل تو از کباب سیخی که در آتش پخته شده خبر نگیرد، آشپز آن را در جهنم میپزد.
گه کاسه گرفتی که حلیماب و زفر کو
گه چنگ گرفتی تو به تقریع زفر بر
هوش مصنوعی: هر زمانی که کاسهای برای حلیم میگیری، عطر زعفران را حس میکنی و زمانی که ساز را بهدست میگیری، صدای زعفران را در نغمهها میشنوی.
ز افشارش مرگ آن رخ تو گردد چون زر
زر بازدهی و بنهی سر به حجر بر
هوش مصنوعی: اگر از زیبایی چهرهات بمیری، همچنان که زر در آتش رنگ میبازد، سر خود را بر سنگ بگذاری.
بس چند کنی عشوه تو در محفل کوران
بس چند زنی نعره تو بر مسمع کر بر
هوش مصنوعی: چند بار باید در جمع نابینایان خودت را به نمایش بگذاری و جلب توجه کنی؟ چند بار باید فریادت را به گوش ناشنواها برسانی؟