برگردان به زبان ساده
پس خبر کردند سلطان را ازین
آن گروهی که بدند اندر کمین
هوش مصنوعی: پس به سلطان خبر دادند که گروهی در کمین نشستهاند و برنامهای دارند.
عرضه کردند آن سخن را زیردست
که فلانی گنجنامه یافتست
هوش مصنوعی: آن سخن را به فردی نشان دادند که فلانی ثروت و کامیابی بزرگی به دست آورده است.
چون شنید این شخص کین با شه رسید
جز که تسلیم و رضا چاره ندید
هوش مصنوعی: وقتی این فرد متوجه شد که موضوع به پادشاه مربوط میشود، جز تسلیم و پذیرش، راه دیگری نداشت.
پیش از آنک اشکنجه بیند زان قباد
رقعه را آن شخص پیش او نهاد
هوش مصنوعی: قبل از اینکه آن شخص از سوی قباد تحت شکنجه قرار بگیرد، نامه را پیش او گذاشت.
گفت تا این رقعه را یابیدهام
گنج نه و رنج بیحد دیدهام
هوش مصنوعی: گفت وقتی این نوشته را پیدا کردهام، گنجی نیافتهام و زحمت و دشواریهای بیپایانی را تجربه کردهام.
خود نشد یک حبه از گنج آشکار
لیک پیچیدم بسی من همچو مار
هوش مصنوعی: هرگز نتوانستم به وضوح گنجدان درونم را نشان دهم، اما همچون ماری پیچیدگیهای خود را به خوبی پنهان کردهام.
مدت ماهی چنینم تلخکام
که زیان و سود این بر من حرام
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که در شرایطی سخت و تلخ به سر میبرم، به طوری که هیچ نفع و سودی برای من وجود ندارد و همه چیز برایم زیانآور است.
بوک بختت بر کند زین کان غطا
ای شه پیروزجنگ و دزگشا
هوش مصنوعی: بیتردید، شانس و اقبال تو به زودی از این غم و درد عبور میکند، ای پادشاه پیروزمند و شجاع.
مدت شش ماه و افزون پادشاه
تیر میانداخت و برمیکند چاه
هوش مصنوعی: شاهی به مدت شش ماه و بیشتر در حال تیراندازی بود و در این مدت چاهی میکند.
هرکجا سخته کمانی بود چست
تیر داد انداخت و هر سو گنج جست
هوش مصنوعی: هر کجا که تیراندازی تبحر داشته باشد، تیرش را با دقت به سمت هدف میزند و به دنبال گنجینهها و ارزشها در هر سو میگردد.
غیر تشویش و غم و طامات نی
همچو عنقا نام فاش و ذات نی
هوش مصنوعی: تنها چیزی که در زندگی نمیبینم، جز تشویش و نگرانی و مشکلات نیست، همچون پرندهای افسانهای که نام و ذاتش از دیگران پنهان است.