برگردان به زبان ساده
گفت قاضی بس تهیرو صوفیی
خالی از فطنت چو کاف کوفیی
هوش مصنوعی: قاضی گفت: ای صوفی بیخبر و ناآگاه، تو هم مانند کافر کوفی هستی که هیچ درکی از حقیقت نداری.
تو بنشنیدی که آن پر قند لب
غدر خیاطان همیگفتی به شب
هوش مصنوعی: شما شنیدهاید که آن پر از قند، لبان زیبا و فریبندهی بافندگان شبانه، چه چیزی میگفتند.
خلق را در دزدی آن طایفه
مینمود افسانههای سالفه
هوش مصنوعی: مردم به قصههای قدیمی آن گروه درباره دزدی توجه میکردند و به آنها ایمان داشتند.
قصهٔ پارهربایی در برین
می حکایت کرد او با آن و این
هوش مصنوعی: او داستان ربودن پارچهای را در بالای کوه تعریف کرد، با افرادی از این سو و آن سو.
در سمر میخواند دزدینامهای
گرد او جمع آمده هنگامهای
هوش مصنوعی: در سمر، شخصی در حال خواندن دزدینامهای است و دور او جمعیتی به هم ریخته و شلوغ جمع شدهاند.
مستمع چون یافت جاذب زان وفود
جمله اجزااش حکایت گشته بود
هوش مصنوعی: شنونده وقتی که جاذبهی آن سخن را یافت، در واقع همه اجزای آن داستان به نوعی با او ارتباط برقرار کرده بود.