برگردان به زبان ساده
اندر آمد پیش پیغامبر ضریر
کای نوابخش تنور هر خمیر
هوش مصنوعی: مرد نابینایی به پیشگاه پیامبر آمد و گفت: ای بخشندهی بزرگ، هر کسی را به اندازهی وجودش یاری کن.
ای تو میر آب و من مستسقیم
مستغاث المستغاث ای ساقیم
هوش مصنوعی: ای تو که میدانی آب را به گردش درآوری و من کسی هستم که در جستجوی آب هستم. ای کسی که به فریاد نیازمندان میرسی، مرا دریاب.
چون در آمد آن ضریر از در شتاب
عایشه بگریخت بهر احتجاب
هوش مصنوعی: وقتی آن مرد نابینا وارد شد، عایشه به سرعت از آنجا رفت تا خود را بپوشاند و خود را از دید او پنهان کند.
زانک واقف بود آن خاتون پاک
از غیوری رسول رشکناک
هوش مصنوعی: چون آن زن پاک و بزرگوار به خوبی از غیرت پیامبر آگاه بود، به همین خاطر دچار حسادت و رشک میشد.
هر که زیباتر بود رشکش فزون
زانک رشک از ناز خیزد یا بنون
هوش مصنوعی: هر کس که زیباتر باشد، حسادت بیشتری را برمیانگیزد، زیرا حسادت ناشی از زیبایی و ناز است.
گندهپیران شوی را قما دهند
چونک از زشتی و پیری آگهند
هوش مصنوعی: زنان مسن به تو توجهی نمیکنند، چون از پیری و زشتی خود باخبرند.
چون جمال احمدی در هر دو کون
کی بدست ای فر یزدانیش عون
هوش مصنوعی: چون زیبایی احمدی در همه عالم دیده میشود، چه کسی میتواند به یاری او در این فاز الهی برآید؟
نازهای هر دو کون او را رسد
غیرت آن خورشید صدتو را رسد
هوش مصنوعی: زیبایی و لطافت او آنقدر قابل توجه است که حس غیرت آن خورشید هم به او میرسد.
که در افکندم به کیوان گوی را
در کشید ای اختران هم روی را
هوش مصنوعی: من گوی را به کیوان افکندم و حالا ای ستارههای همچهره، آن را جمع کن!
در شعاع بینظیرم لا شوید
ورنه پیش نور من رسوا شوید
هوش مصنوعی: در دور و اطراف من، خود را محو نکنید، وگرنه در برابر نور من، شرمنده خواهید شد.
از کرم من هر شبی غایب شوم
کی روم الا نمایم که روم
هوش مصنوعی: هر شب که به خاطر مهربانیام غایب باشم، چگونه میتوانم بروم وقتی که نمیتوانم نشان دهم به کجا میروم؟
تا شما بی من شبی خفاشوار
پر زنان پرید گرد این مطار
هوش مصنوعی: شما بدون من، مانند خفاشی که شبانه پرواز میکند، دور این مکان بچرخید.
همچو طاووسان پری عرضه کنید
باز مست و سرکش و معجب شوید
هوش مصنوعی: مثل طاووسها، زیباییها و جلوههای خود را به نمایش بگذارید و تحت تأثیر قرار بگیرید، حتی اگر در حالت مستی و سرکشی باشید.
ننگرید آن پای خود را زشتساز
همچو چارق کو بود شمع ایاز
هوش مصنوعی: به پای خود زشت نگاه نکن، چرا که مانند چارق (کفش ساده و بیارزش) است و در عوض نور و زیبایی را از وجود کسی مانند ایاز (که به شمشیر و شمع خود معروف است) برباید.
رو نمایم صبح بهر گوشمال
تا نگردید از منی ز اهل شمال
هوش مصنوعی: هر صبح، خود را برای اصلاح و تربیت نشان میدهم تا اینکه اهل شمال از من دور نشوند.
ترک آن کن که درازست آن سخن
نهی کردست از درازی امر کن
هوش مصنوعی: ترک کن چیزی را که طولانی است، زیرا آن سخن از طولانی بودن منع کرده است.