برگردان به زبان ساده
گفت با درویش روزی یک خَسی
که تُرا اینجا نمیداند کسی
روزی فردی فرومایه و غافل به درویشی گفت که ای درویش! اینجا هیچکس تو را نمیشناسد!
گفت او گر مینداند عامیم
خویش را من نیک میدانم کیم
هوش مصنوعی: او گفت اگر نمیدانی که من چه کسی هستم، خودم به خوبی میدانم کیستم.
وای اگر برعکس بودی درد و ریش
او بُدی بینای من، من کور خویش
هوش مصنوعی: اگر تو به جای این که من را به درد و رنج بیندازی، خودت اینگونه باشی، من چشمانم را از دست میدهم و نمیتوانم تو را ببینم.
احمقم گیر احمقم من نیکبخت
بخت بهتر از لجاج و روی سخت
هوش مصنوعی: من احمق هستم و نمیفهمم، اما به نظر میرسد که سرنوشت خوبی دارم؛ چرا که بخت بهتر از stubbornness و سرسختی من است.
این سخن بر وفق ظَنَّت میجهد
ورنه بختم داد عقلم هم دهد
هوش مصنوعی: این سخن مطابق با تصور تو بیان میشود، و گرنه سرنوشت من به عقل من نیز راه میدهد.