برگردان به زبان ساده
بود یک میراثی مال و عقار
جمله را خورد و بماند او عور و زار
هوش مصنوعی: یک ثروت و املاکی وجود داشت که همه را مصرف کرد و خود او در حالتی ناتوان و ضعیف باقی ماند.
مال میراثی ندارد خود وفا
چون بناکام از گذشته شد جدا
هوش مصنوعی: مالی که به ارث میرسد، خود وفا ندارد، زیرا مانند بنایی است که از گذشته جدا شده و تنها یادگار آن باقی مانده است.
او نداند قدر هم کآسان بیافت
کو به کدّ و رنج و کسبش کم شتافت
هوش مصنوعی: او نمیداند که چه کسی است که با تلاش و زحمت بسیار کم به نتیجه میرسد.
قدر جان زان میندانی ای فلان
که بدادت حق به بخشش رایگان
هوش مصنوعی: ای فلان، تو قدر جان و هستی خود را نمیدانی، چون نعمتهایی که بدون هیچ گونه زحمت و با بخشش حق به تو داده شده، را درک نمیکنی.
نقد رفت و کاله رفته و خانهها
ماند چون چغدان در آن ویرانهها
هوش مصنوعی: مال و اموال رفتهاند و خانهها همچنان باقی ماندهاند، مانند چغندر که در زمینهای ویران مانده است.
گفت یا رب برگ دادی رفت برگ
یا بده برگی و یا بفرست مرگ
هوش مصنوعی: ای خدای من، تو برگی به من دادی که بروم، حالا یا دوباره برگی به من بده تا بروم یا مرگ را برایم بفرست.
چون تهی شد یاد حق آغاز کرد
یا رب و یا رب اَجِرنی ساز کرد
هوش مصنوعی: زمانی که یاد خدا از دلش خالی شد، شروع به فریاد زد: ای پروردگار، مرا نجات بده.
چون پیمبر گفته مؤمن مِزهَرست
در زمان خالیی نالهگَرست
هوش مصنوعی: پیمبر (ص) فرموده است که مؤمن در برابر مشکلات و در زمانهای سخت مانند گل و گیاه است که در میان سرما و بیحالی، باز هم شکوفا میشود و در دلش نالهای برای حال و هوای خود دارد.
چون شود پُر مطربش بنهد ز دست
پر مشو که آسیبِ دست او خوشست
هوش مصنوعی: وقتی که ساز مطرب به زمین افتد، از او دوری کن، زیرا آسیبهای او برایت خوشایند خواهد بود.
تی شو و خوش باش بین اصبعین
کز می لاأَین سرمست است این
هوش مصنوعی: خودت را به خوشی و شادی در میان دوستانت مشغول کن، چرا که این حالت سرخوشی از آن میآید که از می لذت میبری.
رفت طغیان آب از چشمش گشاد
آب چشمش زرع دین را آب داد
هوش مصنوعی: چشم او از شدت احساسات پرآب شده و اشک میریزد، این اشک به مانند آبی است که مزارع دین و باورهایش را سیراب میکند.