برگردان به زبان ساده
عزم ره کردند آن هر سه پسر
سوی املاک پدر رسم سفر
هوش مصنوعی: سه پسر تصمیم گرفتند به سمت زمینها و املاک پدرشان سفر کنند.
در طواف شهرها و قلعههاش
از پی تدبیر دیوان و معاش
هوش مصنوعی: در گشت و گذار میان شهرها و قلعهها، به دنبال تدبیر و چارهجویی برای زندگی و معیشت است.
دستبوس شاه کردند و وداع
پس بدیشان گفت آن شاه مطاع
هوش مصنوعی: شاه به کسانی که دستبهسینه او شدند و با او وداع کردند، گفت: "خداوندگار شما هستم و بر شما مراقبت خواهم کرد."
هر کجاتان دل کشد عازم شوید
فی امان الله دست افشان روید
هوش مصنوعی: هر جا که دل شما را به سمت خودش میکشد، بروید و در امنیت خداوند باشید و با شادی و شکرگزاری انجام دهید.
غیر آن یک قلعه نامش هشربا
تنگ آرد بر کلهداران قبا
هوش مصنوعی: غیر از آن، یک دژ وجود دارد که نامش هشرباست و بر سر فرماندهان، فشار و تنگی ایجاد میکند.
الله الله زان دز ذات الصور
دور باشید و بترسید از خطر
هوش مصنوعی: از خداوند بترسید و دوری جویید از ذات او که به تصویر درنیامده است، زیرا در این بیخبری ممکن است خطرهایی وجود داشته باشد.
رو و پشت برجهاش و سقف و پست
جمله تمثال و نگار و صورتست
هوش مصنوعی: برجها و سقفها و دیوارهایش همه نشاندهنده زیبایی و نقش و طرح هستند.
همچو آن حجرهٔ زلیخا پر صور
تا کند یوسف به ناکامش نظر
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف فضایی میپردازد که پر از جلوه و زیبایی است، مشابه حجرهای که زلیخا در آن یوسف را نگه داشته بود. در اینجا اشاره شده که یوسف به دلیل زیباییاش، توجه و نظرها را به خود جلب میکند. این فضا، نمادی از جذابیت و شور و شوق است که میتواند بر سرنوشت افراد تاثیر بگذارد.
چونکه یوسف سوی او میننگرید
خانه را پر نقش خود کرد آن مکید
هوش مصنوعی: وقتی یوسف به طرف او نگاه نمیکند، آن خانه با تصویر خود پر میشود.
تا به هر سو که نگرد آن خوشعذار
روی او را بیند او بیاختیار
هوش مصنوعی: هر جا که نگاه کنی، زیبایی آن دختر خوشچهره را میبینی و نمیتوانی از تماشای او خودداری کنی.
بهر دیدهروشنان یزدان فرد
شش جهت را مظهر آیات کرد
هوش مصنوعی: برای دیدگان روشن، خداوند شش جهت را نشانههایی از آیات خود قرار داد.
تا به هر حیوان و نامی که نگرند
از ریاض حسن ربانی چرند
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که برای همه موجودات و نامهایی که به آنها فکر میشود، زیباییها و لطفهای خدایی وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد.
بهر این فرمود با آن اسپه او
حیث ولیتم فثم وجهه
هوش مصنوعی: این جمله به نوعی اشاره به این دارد که برای رسیدن به مقصود یا هدفی خاص، باید به دقت به آنچه که موجود است توجه کنیم و در جهت درست حرکت کنیم. به عبارت دیگر، باید مسیر و جهت درستی را انتخاب کنیم تا به هدف نهایی برسیم.
از قدح گر در عطش آبی خورید
در درون آب حق را ناظرید
هوش مصنوعی: اگر از جامی آب بنوشید، در درون آن، حقیقت الهی را مشاهده کنید.
آنکه عاشق نیست او در آب در
صورت خود بیند ای صاحببصر
هوش مصنوعی: او که عاشق نیست، در آب به تصویر خودش نگاه میکند، ای کسی که بینا هستی.
صورت عاشق چو فانی شد درو
پس در آب اکنون کرا بیند بگو
هوش مصنوعی: چهره عاشق وقتی که از بین برود، اکنون در آب چه کسی را خواهد دید، بگو؟
حسن حق بینند اندر روی حور
همچو مه در آب از صنع غیور
هوش مصنوعی: زیبایی حسن را در چهره حور به اندازهای میبینند که مانند ماهی است که در آب منعکس شده است و نشاندهندهی خلق و خوی غیرتمندانهی آفرینندهاش میباشد.
غیرتش بر عاشقی و صادقیست
غیرتش بر دیو و بر استور نیست
غیرت او بر عشق و راستی است؛ غیرت او بر دیوصفتان و آدمهای نادان نیست.
دیو اگر عاشق شود هم گوی برد
جبرئیلی گشت و آن دیوی بمرد
دیو هم اگر عاشق شود، برنده و پیروز گشتهاست و دیوی و شرارت از او جدا گشته و همچون جبرییل، پاک میشود.
اسلم الشیطان آنجا شد پدید
که یزیدی شد ز فضلش بایزید
هوش مصنوعی: شیطان در جایی ظاهر شد که یزید از فضل و برکت بایزید به وجود آمد.
این سخن پایان ندارد ای گروه
هین نگه دارید زان قلعه وجوه
هوش مصنوعی: این صحبت هیچگاه تمام نمیشود، ای جمعیت، بشتابید و مراقب باشید از آن دژ که در آنجا چهرهها و شخصیتهای مختلف وجود دارد.
هین مبادا که هوستان ره زند
که فتید اندر شقاوت تا ابد
هوش مصنوعی: مراقب باشید که نفس شما شما را گمراه نکند، زیرا در این صورت تا ابد در بدبختی خواهید افتاد.
از خطر پرهیز آمد مفترض
بشنوید از من حدیث بیغرض
هوش مصنوعی: از خطر دوری کنید و به من که بدون هیچگونه غرضی سخن میگویم، گوش کنید.
در فرج جویی خرد سر تیز به
از کمینگاه بلا پرهیز به
هوش مصنوعی: وقتی در جستجوی شادی و خوشبختی هستی، بهتر است که با هوشیاری و دقت عمل کنی و از موقعیتهای خطرناک دوری کنی.
گر نمیگفت این سخن را آن پدر
ور نمیفرمود زان قلعه حذر
هوش مصنوعی: اگر آن پدر این سخن را نمیگفت و از آن قلعه پرهیز نمیکرد، ممکن بود وضعیت متفاوتی پیش آید.
خود بدان قلعه نمیشد خیلشان
خود نمیافتاد آن سو میلشان
هوش مصنوعی: آنها به تنهایی نمیتوانستند به آن دژ نزدیک شوند و نمیتوانستند به سمت آنجا تمایل پیدا کنند.
کان نبد معروف بس مهجور بود
از قلاع و از مناهج دور بود
هوش مصنوعی: در گذشته، معروفیت و شهرتی که او داشت، به شدت فراموش شده بود و از راهها و مکانهای مهم دور افتاده بود.
چون بکرد آن منع دلشان زان مقال
در هوس افتاد و در کوی خیال
هوش مصنوعی: زمانی که آن نگرانی از دلهایشان برطرف شد، به خاطر آن گفت و گو در آرزوها غرق شدند و در خیالات خود سیر کردند.
رغبتی زین منع در دلشان برست
که بباید سر آن را باز جست
هوش مصنوعی: افرادی که از این منع و محدودیت رنج میبرند، حسی از تمایل و اشتیاق در دلشان ایجاد شده است که باید دلیل و علت آن را پیدا کنند.
کیست کز ممنوع گردد ممتنع
چونک الانسان حریص ما منع
هوش مصنوعی: کیست که از چیزهایی که برایش ممنوع شده، اجتناب کند؟ زیرا انسان طبیعتاً به چیزی که از او گرفته شده، حرص میزند.
نهی بر اهل تقی تبغیض شد
نهی بر اهل هوا تحریض شد
هوش مصنوعی: نهی بر کسانی که اهل تقوا هستند، به نوعی تبعیض تلقی شده و نهی بر افرادی که به هوس و شهوت میپردازند، به نوعی تشویق به عمل آمده است.
پس ازین یغوی به قوما کثیر
هم ازین یهدی به قلبا خبیر
هوش مصنوعی: از این پس، کسانی که به گروههای زیادی میپیوندند، به راهنمایی و هدایت کسانی میپردازند که دارای دانش و بصیرت در دلها هستند.
کی رمد از نی حمام آشنا
بل رمد زان نی حمامات هوا
هوش مصنوعی: کی کسی از نی آشنا فرار کرده است؟ بلکه او از نیهای احساس و عشق است که دور میشود.
پس بگفتندش که خدمتها کنیم
بر سمعنا و اطعناها تنیم
هوش مصنوعی: پس به او گفتند که باید برای خدمت به او آماده باشیم و حرفهای او را بشنویم و فرمانهایش را اطاعت کنیم.
رو نگردانیم از فرمان تو
کفر باشد غفلت از احسان تو
هوش مصنوعی: اگر ما از دستورات تو روی برگردانیم، به معنای کفر است و فراموشی نسبت به خوبیها و نعمتهای تو.
لیک استثنا و تسبیح خدا
ز اعتماد خود بد از ایشان جدا
هوش مصنوعی: با این حال، توکل بر خدا و ذکر او باعث میشود که از وابستگی به دیگران جدا شویم.
ذکر استثنا و حزم ملتوی
گفته شد در ابتدای مثنوی
هوش مصنوعی: در آغاز مثنوی به بیان موارد خاص و احتیاطهایی اشاره شده است.
صد کتاب ار هست جز یک باب نیست
صد جهت را قصد جز محراب نیست
هوش مصنوعی: هرچند ممکن است کتابهای زیادی وجود داشته باشد، اما اگر فقط یک موضوع مهم وجود داشته باشد، تمام این کتابها به آن موضوع مرتبط میشوند. در واقع، در همه تلاشی که انجام میدهیم، اگر هدف واقعیمان را پیدا نکنیم، به جز یک نقطه مشخص (محراب) به جایی نخواهیم رسید.
این طرق را مخلصی یک خانه است
این هزاران سنبل از یک دانه است
هوش مصنوعی: این راهها به یک هدف مشترک میرسند و همه این زیباییها از یک منبع واحد نشأت گرفتهاند.
گونهگونه خوردنیها صد هزار
جمله یک چیزست اندر اعتبار
هوش مصنوعی: انواع مختلف غذاها به تعداد بسیار زیاد وجود دارند، اما در حقیقت همه آنها در ارزش و اهمیت به یک چیز برمیگردند.
از یکی چون سیر گشتی تو تمام
سرد شد اندر دلت پنجه طعام
هوش مصنوعی: وقتی که از یک نفر سیر شدی، در دلت دیگر هیچ لطف و محبت نمیمانی و حتی غذای او هم برایت خوشایند نیست.
در مجاعت پس تو احول دیدهای
که یکی را صد هزاران دیدهای
هوش مصنوعی: در جمعیت، تو چشمانت را بر یک نفر متمرکز کردهای، در حالی که او را بسیار بیشتر از آنچه که هست، میبینی.
گفته بودیم از سقام آن کنیز
وز طبیبان و قصور فهم نیز
هوش مصنوعی: ما قبلاً از مشکلات آن کنیز و ناتوانی پزشکان در درک حال او صحبت کرده بودیم.
کان طبیبان همچو اسپ بیعذار
غافل و بیبهره بودند از سوار
هوش مصنوعی: پزشکان مانند اسبی بدون زین و سوار، ناآگاه و بیفایده بودند.
کامشان پر زخم از قرع لگام
سمشان مجروح از تحویل گام
هوش مصنوعی: آنها با زخمهای زیادی روبرو هستند و آسیبهای زیادی دارند؛ در حقیقت، کارهایی که انجام میدهند، برایشان سخت و دردآور شده و اثرات منفی بر جای گذاشته است.
ناشده واقف که نک بر پشت ما
رایض و چستیست استادینما
هوش مصنوعی: کسی که هنوز به وضوح درک نکرده است، نمیداند که چه چیزی بر دوش ما سنگینی میکند و این بار سنگین، خود را به خوبی نشان میدهد.
نیست سرگردانی ما زین لگام
جز ز تصریف سوار دوستکام
هوش مصنوعی: سرگردانی ما ناشی از این نیست که سوارکار دوستکام ما چطور ما را میرانند، بلکه به خاطر تغییرات و اتفاقاتی است که در زندگی برایمان پیش میآید.
ما پی گل سوی بستانها شده
گل نموده آن و آن خاری بده
هوش مصنوعی: ما به دنبال گلهای زیبا به سمت باغها رفتیم و در این راه، گلهای تازهای را به وجود آوردیم و در عوض، خاری هم به ما رسید.
هیچشان این نی که گویند از خرد
بر گلوی ما که میکوبد لگد
هوش مصنوعی: این نی که دربارهاش صحبت میشود، نشاندهندهٔ نوعی صدای عمیق و پر معناست که به ما میگوید، احساساتی درون ما وجود دارد که مانند لگدی بر گلوی ما فشار میآورد. این صدا، در واقع نالهٔ خاموشی است که از درون برمیخیزد و ما را به تفکر وادار میکند.
آن طبیبان آنچنان بندهٔ سبب
گشتهاند از مکر یزدان محتجب
هوش مصنوعی: طبیبان بهقدری درگیر استفاده از داروها و درمانهای ظاهری شدهاند که از تأثیرات واقعی و حکمتهای الهی پنهان ماندهاند.
گر ببندی در صطبلی گاو نر
باز یابی در مقام گاو خر
هوش مصنوعی: اگر درهای خوشبختی را ببندی، ممکن است به عواقب ناگواری دچار شوی و به جای رسیدن به هدفهای بزرگ، به نتایج ناامیدکننده برسید.
از خری باشد تغافل خفتهوار
که نجویی تا کیست آن خفیهکار
هوش مصنوعی: خوابآلودگی و بیتوجهی مانند نشانهای از احمق بودن است و این رفتار نشاندهندهی غفلتی است که فرد تا کی میخواهد از مهمترین مسائل غافل باشد.
خود نگفته این مبدل تا کی است
نیست پیدا او مگر افلاکی است
هوش مصنوعی: این شخص، خودش نمیگوید که چه کسی است و تا کی در این وضعیت باقی میماند. او به قدری غیرقابل دسترسی است که شاید تنها از آسمان بتوان او را دید.
تیر سوی راست پرانیدهای
سوی چپ رفتهست تیرت دیدهای
هوش مصنوعی: تو تیر را به سمت راست پرتاب کردی، اما تیر تو به سمت چپ رفت. آیا این را دیدهای؟
سوی آهویی به صیدی تاختی
خویش را تو صید خوکی ساختی
هوش مصنوعی: تو برای شکار آهویی به سرعت حرکت کردی، اما در واقع خودت را در دام خوکی انداختی.
در پی سودی دویده بهر کبس
نارسیده سود افتاده به حبس
هوش مصنوعی: کسی که برای کسب منفعت بسیار تلاش میکند، اما به هدفش نمیرسد، در نهایت به نتیجهای نمیرسد و این تلاشش بیفایده میماند.
چاهها کنده برای دیگران
خویش را دیده فتاده اندر آن
هوش مصنوعی: چاهها را برای دیگران حفر کردهاند، اما خودش در آن افتاده است.
در سبب چون بیمرادت کرد رب
پس چرا بدظن نگردی در سبب
هوش مصنوعی: وقتی که خداوند به خواستهات نرسید، چرا به آنچه که به عنوان دلیل میبینی، بدگمان شوی؟
بس کسی از مکسبی خاقان شده
دیگری زان مکسبه عریان شده
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد از طریق کار و تلاش به مقام و ثروت رسیدهاند، در حالی که برخی دیگر از همان کار و تلاش به درستی بهرهمند نشده و در نهایت بهرهای نداشتهاند.
بس کس از عقد زنان قارون شده
بس کس از عقد زنان مدیون شده
هوش مصنوعی: برای بسیاری، ازدواج با زنان ثروتمند باعث شده که به مقام و منزلت بالایی برسند، و برای برخی دیگر، این ازدواجها باعث مشکلات مالی و بدهیها شده است.
پس سبب گردان چو دم خر بود
تکیه بر وی کم کنی بهتر بود
هوش مصنوعی: اگر میخواهی محکم بایستی، بهتر است به چیزی تکیه کنی که ثابت و پایدار باشد و به جای تکیه بر چیزهای ضعیف و ناپایدار.
ور سبب گیری نگیری هم دلیر
که بس آفتهاست پنهانش به زیر
اگر به اسباب توجه کردی، جدی مگیر و محکم به آنها وابسته مشو زیرا در زیر این کار بسیار آفتها و زیانهاست.
سر استثناست این حزم و حذر
زانکه خر را بز نماید این قدر
هوش مصنوعی: این نکته را باید در نظر داشت که حذر و احتیاط همیشه لازم نیست، چون برخی شرایط ممکن است باعث شوند که افراد دچار خطا شوند و در نتیجه، احساست و ادراکات ناشی از آنها گمراهکننده باشد.
آنک چشمش بست گرچه گربزست
ز احولی اندر دو چشمش خر بُزست
هرکس چشمش را (به این حقیقت) ببندد، هرچند زرنگ باشد از دوبینی و کجبینی، خر را بُز میبیند!
چون مقلب حق بود ابصار را
که بگرداند دل و افکار را
زیرا گرداننده دیدگان و چشمها حضرت حق است که دل و اندیشهها را در اختیار دارد.
چاه را تو خانهای بینی لطیف
دام را تو دانهای بینی ظریف
هوش مصنوعی: تو چاه را مانند یک خانه زیبا و دلنشین میبینی و دام را شبیه دانهای ظریف و فریبنده تصور میکنی.
این تسفسط نیست تقلیب خداست
مینماید که حقیقتها کجاست
هوش مصنوعی: این چیزی که میبینید فقط یک توهم نیست، بلکه نشانهای از قدرت خداوند است. به نظر میرسد که حقایق در جایی غیر از آنچه تصور میشود وجود دارند.
آنکه انکار حقایق میکند
جملگی او بر خیالی میتند
هوش مصنوعی: او تمام حقایق را انکار میکند و بر اساس یک خیال گزاف پیش میرود.
او نمیگوید که حسبان خیال
هم خیالی باشدت چشمی به مال
هوش مصنوعی: او نمیگوید که اگر به خیال کسی به او محبت شود، این عشق واقعی است یا نه، بلکه به داشتن چیزهای مادی و مالی اهمیت میدهد.