برگردان به زبان ساده
بود شاهی شاه را بد سه پسر
هر سه صاحبفطنت و صاحبنظر
هوش مصنوعی: یک شاه بود که سه پسر داشت. هر سه پسر از نظر هوش و دانش دارای استعداد و قابلیتهای ویژهای بودند.
هر یکی از دیگری استودهتر
در سخا و در وغا و کر و فر
هوش مصنوعی: هر یک از آنها در بخشش، جنگ و قدرت از دیگری برتر است.
پیش شه شهزادگان استاده جمع
قرة العینان شه همچون سه شمع
هوش مصنوعی: در پیش پادشاه، شاهزادهها به صف ایستادهاند و سیرت دلنشین پادشاه مانند سه شمع میدرخشد.
از ره پنهان ز عینین پسر
میکشید آبی نخیل آن پدر
هوش مصنوعی: پسر به طور مخفیانه از چشمان پدرش، آبی که نشانهای از نخل است، میکشد.
تا ز فرزند آب این چشمه شتاب
میرود سوی ریاض مام و باب
هوش مصنوعی: این چشمهی زلال، فرزندش به سرعت به سمت باغهای دلانگیز و خانهی پدر و مادرش میرود.
تازه میباشد ریاض والدین
گشته جاری عینشان زین هر دو عین
هوش مصنوعی: تازهترین میوهها و گلها در باغ والدینش شکوفا شدهاند و وجود این دو برکت و زیبایی خاصی به زندگیاش بخشیده است.
چون شود چشمه ز بیماری علیل
خشک گردد برگ و شاخ آن نخیل
هوش مصنوعی: زمانی که چشمهای به دلیل بیماری یک فرد ضعیف خشک شود، برگ و شاخههای نخل نیز پژمرده و بیجان میشوند.
خشکی نخلش همیگوید پدید
که ز فرزندان شجر نم میکشید
هوش مصنوعی: خشکی درخت نخل به وضوح نشان میدهد که فرزندان آن نتوانستهاند آبی از خود خارج کنند.
ای بسا کاریز پنهان همچنین
متصل با جانتان یا غافلین
هوش مصنوعی: بسیاری از منابع پنهان و عمیق وجود دارند که میتوانند به زندگی شما پیوند داشته باشند، حتی اگر از آنها غافل باشید.
ای کشیده ز آسمان و از زمین
مایهها تا گشته جسم تو سمین
هوش مصنوعی: تو که از آسمان و زمین به وجود آمدهای، حالا جسم تو چقدر خوب و پرمایه شده است.
عاریهست این کم همیباید فشارد
کانچ بگرفتی همیباید گزارد
هوش مصنوعی: این دنیا و نعمتهایش به ما تعلق ندارد و باید بهخوبی از آنها استفاده کنیم. هر چیزی که به دست میآوریم باید در نهایت به جای خود بازگردانده شود.
جز نفخت کان ز وهاب آمدست
روح را باش آن دگرها بیهدست
هوش مصنوعی: تنها روحی که در من دمیده شده، از جانب خداوند است و باقی روحها به نوعی دیگر به وجود آمدهاند.
بیهده نسبت به جان میگویمش
نی بنسبت با صنیع محکمش
هوش مصنوعی: به طور بیهوده درباره جان حرف میزنم، در حالی که نمیتوانم به عظمت و خلقتش اشاره کنم.