برگردان به زبان ساده
بینهایت آمد این خوش سرگذشت
چون غریب از گور خواجه باز گشت
هوش مصنوعی: یک سرگذشت شگفتانگیز و بینهایت پیش آمده است؛ مانند این که یک غریبه از درون گور برمیگردد.
پای مردش سوی خانهٔ خویش برد
مهر صد دینار را فا او سپرد
هوش مصنوعی: مردی که با صد دینار ارزشمند به خانهاش میرفت، به خاطر محبت و عشقش آن پول را به کسی سپرد.
لوتش آورد و حکایتهاش گفت
کز امید اندر دلش صد گل شکفت
هوش مصنوعی: او را با خود آورد و داستانهایی از او شنید که در دلش امیدی جوانه زده و صد گل شکوفه کرده است.
آنچ بعد العسر یسر او دیده بود
با غریب از قصهٔ آن لب گشود
هوش مصنوعی: پس از هر سختی، آسانی وجود دارد. او این را به چشم خود دیده و با شخصی غریب از داستان آن سخن گفته است.
نیمشب بگذشت و افسانه کنان
خوابشان انداخت تا مرعای جان
هوش مصنوعی: نیمه شب گذشت و با داستانسرایی خوابشان کرد تا آرامش دل را بیابند.
دید پامرد آن همایون خواجه را
اندر آن شب خواب بر صدر سرا
هوش مصنوعی: یک مرد شجاع در آن شب، خواب را بر بالای تخت آن خواجه برجسته دید.
خواجه گفت ای پایمرد با نمک
آنچ گفتی من شنیدم یک به یک
هوش مصنوعی: خواجه گفت: ای مرد با شخصیت و با احترام، حرفهایی که زدی را من به خوبی شنیدم و متوجه شدم.
لیک پاسخ دادنم فرمان نبود
بیاشارت لب نیارستم گشود
هوش مصنوعی: اما پاسخی که میدادم، بدون اشارهای نبود و بدون علامت، زبانم را نمیتوانستم باز کنم.
ما چو واقف گشتهایم از چون و چند
مهر با لبهای ما بنهادهاند
هوش مصنوعی: ما وقتی به حقیقت و چهگونهگی عشق آگاه شدیم، دیگر تنها با لبخندها و سخنانمان نمیتوانیم احساساتمان را بیان کنیم.
تا نگردد رازهای غیب فاش
تا نگردد منهدم عیش و معاش
هوش مصنوعی: تا زمانی که رازهای پنهان فاش نشود، زندگی و خوشیها از بین نمیرود.
تا ندرد پردهٔ غفلت تمام
تا نماند دیگ محنت نیمخام
هوش مصنوعی: تا زمانی که پردهٔ نادانی و غفلت کنار نرود و انسان به حقیقت پی نبرد، رنج و سختی کم نخواهد شد و وضعیت ناپخته و ناتمام باقی خواهد ماند.
ما همه گوشیم کر شد نقش گوش
ما همه نطقیم لیکن لب خموش
هوش مصنوعی: ما همه شنوندههایی هستیم که گوشمان بیصدا شده است. همه ما در واقع صحبت میکنیم، اما لبهایمان خاموش است.
هر چه ما دادیم دیدیم این زمان
این جهان پردهست و عینست آن جهان
هوش مصنوعی: هر چه ما در این دنیا به دیگران دادیم و اظهار کردیم، در حقیقت این دنیا فقط یک پرده است و آنچه واقعی است و حقیقت را نشان میدهد، دنیای دیگر است.
روز کشتن روز پنهان کردنست
تخم در خاکی پریشان کردنست
هوش مصنوعی: روزی که باید بذر را در خاک بکاریم، روزی است که باید ویرانی و آشفتگی زمین را به جان بخریم.
وقت بدرودن گه منجل زدن
روز پاداش آمد و پیدا شدن
هوش مصنوعی: زمانی که وقت خداحافظی فرا میرسد، روز پاداش و ظهور حقیقت نزدیک است.