برگردان به زبان ساده
چون امیران از حسد جوشان شدند
عاقبت بر شاه خود طعنه زدند
هوش مصنوعی: وقتی حاکمان به خاطر حسد به یکدیگر دچار آشفتگی و خشم شدند، در نهایت به شاه خود نیز کنایه زده و اعتراض کردند.
کین ایاز تو ندارد سی خرد
جامگی سی امیر او چون خورد
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که ایاز، که فردی توانا و خردمند است، بیشک از امیر خود فاصلهای ندارد و از او برتری ندارد؛ همچنان که اگر امیر چیزی بخورد، ایاز نیز از آن بهرهمند خواهد شد. به عبارتی دیگر، هر دو در موقعیتهای مشابهی قرار دارند و برتری خاصی نسبت به یکدیگر ندارند.
شاه بیرون رفت با آن سی امیر
سوی صحرا و کهستان صیدگیر
هوش مصنوعی: شاه با سی امیر خود به سوی دشت و کوهستان رفت تا شکار کند.
کاروانی دید از دور آن ملک
گفت امیری را برو ای مؤتفک
هوش مصنوعی: کاروانی را از دور دید که آن ملک به امیری گفت: برو و ببین این کاروان چیست.
رو بپرس آن کاروان را بر رصد
کز کدامین شهر اندر میرسد
هوش مصنوعی: به کسی که در مسیر سفر است بپرس که از کدام شهر به اینجا میرسد.
رفت و پرسید و بیامد که ز ری
گفت عزمش تا کجا درماند وی
هوش مصنوعی: او رفت و پرسید و بازگشت و گفت که از ری به کجا میخواهد برود و کجا درمانده است.
دیگری را گفت رو ای بوالعلا
باز پرس از کاروان که تا کجا
هوش مصنوعی: به شخصی دیگر گفت: ای بزرگ، بپرس از کاروان که به کجا میروند.
رفت و آمد گفت تا سوی یمن
گفت رختش چیست هان ای موتمن
هوش مصنوعی: رفت و آمد به یمن اشاره دارد که شخصی میپرسد: "بار و بنهات چیست، ای مورد اعتماد؟" در اینجا، به یک شخص معتمد پرداخته میشود که از او درباره وضعیت و وسایلش سؤال میگردد.
ماند حیران گفت با میری دگر
که برو وا پرس رخت آن نفر
هوش مصنوعی: شخصی در حال تفکر و ناباوری است و به کسی دیگر اشاره میکند که برود و درباره چهرهاش بپرسد، گویی نمیتواند به درستی احساساتش را بیان کند و نیاز دارد که دیگران او را درک کنند.
باز آمد گفت از هر جنس هست
اغلب آن کاسههای رازیست
هوش مصنوعی: او دوباره آمد و گفت که بیشتر این کاسهها از انواع مختلف ساخته شده و درون آنها رازهایی نهفته است.
گفت کی بیرون شدند از شهر ری
ماند حیران آن امیر سست پی
هوش مصنوعی: گفتند که وقتی از شهر ری خارج شدند، آن امیر بیثبات و سردرگم باقی ماند.
همچنین تا سی امیر و بیشتر
سسترای و ناقص اندر کر و فر
هوش مصنوعی: در میان سی فرمانروای سستعزم و ناتوان، افرادی وجود دارند که به درستی نمیتوانند کارها را به انجام برسانند.
گفت امیران را که من روزی جدا
امتحان کردم ایاز خویش را
هوش مصنوعی: امیران را گفتم که یک روز ایاز را به طور جداگانه آزمایش کردم.
که بپرس از کاروان تا از کجاست
او برفت این جمله وا پرسید راست
هوش مصنوعی: از کاروان بپرس که او از کجا رفته است، تا راست بگویند.
بیوصیت بیاشارت یک به یک
حالشان دریافت بی ریبی و شک
هوش مصنوعی: بدون وصیت و نشانه، حال هر یک از آنها را بدون هیچ تردید و شک دریافت کرد.
هر چه زین سی میر اندر سی مقام
کشف شد زو آن به یکدم شد تمام
هوش مصنوعی: هر آنچه که از این سی، که به مثابهی یک مقام است، شناخته و آشکار شد، به یک لحظه به طور کامل به دست آمد.