برگردان به زبان ساده
آب چون پیگار کرد و شد نجس
تا چنان شد کآب را رد کرد حس
هوش مصنوعی: آب به خاطر تأثیرات و مشکلاتی که پیش آمد، آلوده شد و به گونهای تغییر کرد که دیگر نتوانست وظایف خود را به خوبی انجام دهد.
حق بِبُردش باز در بحر صواب
تا بِشُستَش از کرم آن آبِ آب
هوش مصنوعی: حق او را به درستی از دریا خارج کرد تا با آب پاک، آلودگیهایش را بشوید.
سال دیگر آمد او دامنکشان
هی کجا بودی؟ به دریای خوشان
هوش مصنوعی: سال بعد او با لبی خندان و شادی به سوی ما آمد. چقدر دلم برای آن روزهای خوش و شاد میتپد!
من نجس زینجا شدم پاک آمدم
بستدم خِلعت سوی خاک آمدم
هوش مصنوعی: من از اینجا به خاطر ناپاکیام دور شدم و با پاکی به این دنیا آمدهام، حالا که به خاک قدم میگذارم، پوششی از ناپاکی را به دوش کشیدهام.
هین بیایید ای پلیدان سوی من
که گرفت از خوی یزدان خوی من
هوش مصنوعی: بیایید ای ناپاکان به سوی من، چرا که اخلاق من تحت تاثیر سیره و رفتار خدایی است.
در پذیرم جملهٔ زشتیت را
چون مَلِک پاکی دهم عفریت را
هوش مصنوعی: من تمام زشتیهایت را میپذیرم، چون مانند یک پادشاه میخواهم روح زشت را پاک کنم.
چون شوم آلوده باز آنجا روم
سوی اصلِ اصل پاکیها روم
هوش مصنوعی: زمانی که دچار آلودگی شوم، دوباره به جایی میروم که منبع پاکیها است.
دلق چرکین بر کَنَم آنجا ز سر
خِلعت پاکم دهد بار دگر
هوش مصنوعی: من این لباس کثیف را از تن میکنم، زیرا در آنجا که هستم، پوشش پاک و نیکویی به من داده میشود.
کار او اینست و کار من همین
عالمآرایَست ربُ العالمین
هوش مصنوعی: این کار اوست و وظیفه من هم همین است که به زیباییهای این جهان بپردازم، ای پروردگار جهانیان.
گر نبودی این پلیدیهای ما
کی بدی این بارنامه آب را
هوش مصنوعی: اگر این ناپاکیها و زشتیهای ما نبود، آیا این مشکلات و بارهای سخت بر آب که بر دوش داریم، به وجود میآمد؟
کیسههای زر بدزدید از کسی
میرود هر سو که هین کو مفلسی
هوش مصنوعی: کسی که کیسههای زر را از دیگران میدزدد، در هر جا که میرود، باید مراقب باشد که مبادا فقرایی به دنبالش بیفتند.
یا بریزد بر گیاه رُستهای
یا بشوید روی رو ناشستهای
هوش مصنوعی: یا ببارد بر سر گیاهی که رشد کرده، یا اینکه چهرهای ناپاک را بشوید.
یا بگیرد بر سر او حمالوار
کشتیِ بیدست و پا را در بحار
هوش مصنوعی: شاید بر دوش او همچون بارکش، کشتیای بیچون وچرا در دریاها سقوط کند.
صد هزاران دارو اندر وی نهان
زانک هر دارو بروید زو چُنان
هوش مصنوعی: در دل او صدها هزار دارو پنهان است، زیرا هر دارو از او نشأت میگیرد و به او وابسته است.
جان هر دُری، دل هر دانهای
میرود در جو، چو داروخانهای
هوش مصنوعی: هر دانهای روحی دارد که به مانند داروخانهای، جان آن درون جو میکوشد و میطلبد.
زو یتیمان زمین را پرورش
بستگان خشک را از وی روش
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی به مددکاری و حمایت از یتیمان و کسانی که در شرایط سخت زندگی میکنند اشاره دارد. در واقع، تأکید دارد بر این که باید به یتیمان و افرادی که به کمک نیاز دارند، توجه و محبت کرد. این عمل میتواند به رشد و شکوفایی آنها کمک کند و در نهایت جامعه را بهبود بخشد.
چون نماند مایهاش، تیره شود
همچو ما اندر زمین خیره شود
هوش مصنوعی: زمانی که چیزی از او باقی نماند، مانند ما در زمین گم و سردرگم میشود.