برگردان به زبان ساده
آن یکی میگفت خوش بودی جهان
گر نبودی پای مرگ اندر میان
هوش مصنوعی: یکی از افراد میگفت که دنیا زیبا و دلانگیز است، اگر پای مرگ در میان نبود و آدمها همیشه در اضطراب و نگرانی از مرگ زندگی نمیکردند.
آن دگر گفت ار نبودی مرگ هیچ
که نیرزیدی جهان پیچپیچ
هوش مصنوعی: او گفت اگر مرگی وجود نداشت، هیچ ارزشی برای این دنیا که پر از فراز و نشیب است، وجود نداشت.
خرمنی بودی به دشت افراشته
مهمل و ناکوفته بگذاشته
هوش مصنوعی: در دشت، تودهای بزرگ و بیثمر وجود دارد که به حال خود رها شده و دست نخورده مانده است.
مرگ را تو زندگی پنداشتی
تخم را در شوره خاکی کاشتی
هوش مصنوعی: تو مرگ را به عنوان زندگی مینگری و در خاکی بیبرکت و خشک، کاشتهات را قرار دادهای.
عقل کاذب هست خود معکوسبین
زندگی را مرگ بیند ای غبین
هوش مصنوعی: عقل نادرست باعث میشود که زندگی را به گونهای معکوس ببینی و در نتیجه، مرگ را به جای زندگی تصور کنی؛ ای انسان نادان.
ای خدا بنمای تو هر چیز را
آنچنان که هست در خدعهسرا
هوش مصنوعی: ای خدا، خواهش دارم که هر چیز را به شکلی که واقعاً هست نشان دهی، در دنیایی که فقط فریب و ظاهرسازی است.
هیچ مرده نیست پر حسرت ز مرگ
حسرتش آنست کش کم بود برگ
هوش مصنوعی: هیچ کسی به اندازه مردهها از مرگ حسرت نمیخورد. حسرت آنها به این خاطر است که زندگیشان ناقص بود و فرصتهایی را که از دست دادهاند، احساس میکنند.
ورنه از چاهی به صحرا اوفتاد
در میان دولت و عیش و گشاد
هوش مصنوعی: اگرچه او در میان خوشیها و نعمتها قرار گرفته، اما به یکباره ممکن است در چاهی بیفتد و گرفتار مشکلات شود.
زین مقام ماتم و ننگین مناخ
نقل افتادش به صحرای فراخ
هوش مصنوعی: از این مقام پر از غم و ننگ، او به دشت وسیع و آزاد رفته است.
مقعد صدقی نه ایوان دروغ
بادهٔ خاصی نه مستیی ز دوغ
هوش مصنوعی: جایگاه تو که راست و درست است، شبیه به واژههای کاذب نیست. نوشیدنی خاصی نداریم و نشئهای از دوغ نمیگیریم.
مقعد صدق و جلیسش حق شده
رسته زین آب و گل آتشکده
هوش مصنوعی: مکان ارزشمند و دوستیاش حقیقی شده و از این دنیا و مادیات جدا شده است.
ور نکردی زندگانی منیر
یک دو دم ماندست مردانه بمیر
هوش مصنوعی: اگر زندگی روشنی نداشتهای، بهتر است که بهجای اینکه بیهدف ادامه دهی، شجاعانه پایان بپذیری.