برگردان به زبان ساده
بلک از چفسیدگی در خان و مان
تلخشان آید شنیدن این بیان
هوش مصنوعی: وقتی انسانهای خودخواه و بدخو، با حال و هوای تلخ و آشفته خود، محدودیتهای زندگی دیگران را به خوبی درک نمیکنند، صحبتهای معنوی و زیبا در زندگی آنها به گوش نمیرسد و تأثیری ندارد.
خرقهای بر ریش خر چفسید سخت
چونک خواهی بر کنی زو لخت لخت
هوش مصنوعی: پوششی که بر روی ریش خر چسبیده، به شدت به آن وابسته است؛ وقتی که بخواهی آن را بکنید، لازم است که آن را تکهتکه کرده و بکنید.
جفته اندازد یقین آن خر ز درد
حبذا آن کس کزو پرهیز کرد
هوش مصنوعی: آن خر از عشق به شدت درد میکشد و در این وضعیت، کسی که از او دوری و پرهیز کند، در حقیقت نیکوکار و عاقل است.
خاصه پنجه ریش و هر جا خرقهای
بر سرش چفسیده در نم غرقهای
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف شخصی میپردازد که به زندگی ساده و عارفانهای مشغول است. او ریشی بلند دارد و در هر جایی که میرود، لباسی که میپوشد به او میآید. به نوعی نشان میدهد که فرد در دنیای مادی غرق شده و در عین حال در جستجوی معنای عمیقتر زندگی است.
خان و مان چون خرقه و این حرصریش
حرص هر که بیش باشد ریش بیش
هوش مصنوعی: زندگی و خانه مثل لباس است و کسانی که بیشتر طمع داشته باشند، ریش آنها بیشتر خواهد بود.
خان و مان چغد ویرانست و بس
نشنود اوصاف بغداد و طبس
هوش مصنوعی: خانه و کاشانهی ما ویران شده است و او هیچکدام از ویژگیهای بغداد و طبس را نمیشنود.
گر بیاید باز سلطانی ز راه
صد خبر آرد بدین چغدان ز شاه
هوش مصنوعی: اگر پادشاهی دوباره به میدان بیاید، صد خبر از دربار و وقایع روز را با خود خواهد آورد.
شرح دارالملک و باغستان و جو
پس برو افسوس دارد صد عدو
هوش مصنوعی: باید بگویم که دربار و باغها و جریان آب نشاندهندهی زیبایی و شکوه زندگی هستند، اما افسوس که دشمنان زیادی به دنبال تخریب و نابودی آنها هستند.
که چه باز آورد افسانهٔ کهن
کز گزاف و لاف میبافد سخن
هوش مصنوعی: چه کسی داستان قدیمی را بازگو میکند که از روی دروغ و خیال پردازی حرف میزند؟
کهنه ایشانند و پوسیدهٔ ابد
ورنه آن دم کهنه را نو میکند
هوش مصنوعی: این افراد از نظر روحی و فکری بسیار کهنه و فرسوده شدهاند. اما اگر در زمان مناسب قرار بگیرند، میتوانند تغییراتی مثبت و تازه در خود ایجاد کنند.
مردگان کهنه را جان میدهد
تاج عقل و نور ایمان میدهد
هوش مصنوعی: افراد بیروح و مرده را تاج خرد و نور ایمان زندگی و روح تازهای میبخشد.
دل مدزد از دلربای روحبخش
که سوارت میکند بر پشت رخش
هوش مصنوعی: دل خود را از کسی که روح و جانت را شاداب میکند، دور نکن؛ چرا که او تو را بر اسب زیبایش سوار میکند و به سوی خوشبختی میبرد.
سر مدزد از سر فراز تاجده
کو ز پای دل گشاید صد گره
هوش مصنوعی: از روی تاج بلند، سر خود را پایین نیاور، زیرا که از پایین دل، صد مشکل و گره باز خواهد شد.
با کی گویم در همه ده زنده کو
سوی آب زندگی پوینده کو
هوش مصنوعی: با کی صحبت کنم که در تمام این دهکده، زندهتری که به دنبال آب حیات باشد، وجود دارد؟
تو به یک خواری گریزانی ز عشق
تو به جز نامی چه میدانی ز عشق
هوش مصنوعی: تو به خاطر یک بیاهمیتی از عشق دوری میکنی، به جز نام عشق، چه چیزی از آن میدانی؟
عشق را صد ناز و استکبار هست
عشق با صد ناز میآید به دست
هوش مصنوعی: عشق با زیباییها و ظرافتهای زیادی میآید و خود را معرفی میکند. این احساس، از خود بزرگبینی و غروری خاص دارد و برای جذب دلها، به شیوههای گوناگون جلوهگری میکند.
عشق چون وافیست وافی میخرد
در حریف بیوفا میننگرد
هوش مصنوعی: عشق حقیقی و کامل به شخص وفادار مینگرد و به افراد بیوفا توجهی نمیکند.
چون درختست آدمی و بیخ عهد
بیخ را تیمار میباید به جهد
هوش مصنوعی: انسان مانند درختی است که ریشهاش به پیمانها و عهدهایی بستگی دارد. برای اینکه این ریشهها سالم و قوی بمانند، باید به آنها توجه و مراقبت کرد.
عهد فاسد بیخ پوسیده بود
وز ثمار و لطف ببریده بود
هوش مصنوعی: عهد شکسته و نااستوار شده بود و از نعمتها و لطفها بیبهره مانده بود.
شاخ و برگ نخل گرچه سبز بود
با فساد بیخ سبزی نیست سود
هوش مصنوعی: شاخ و برگ نخل هرچند که سبز و زیباست، اما اگر ریشهاش فاسد باشد، به هیچ دردی نمیخورد.
ور ندارد برگ سبز و بیخ هست
عاقبت بیرون کند صد برگ دست
هوش مصنوعی: اگر درختی برگ سبز نداشته باشد، اما ریشهاش سالم و قوی باشد، در نهایت میتواند بارور شده و برگهای زیادی تولید کند.
تو مشو غره به علمش عهد جو
علم چون قشرست و عهدش مغز او
هوش مصنوعی: به دانستههای ظاهری شخص فریفته نشو؛ زیرا علم او مانند پوستهای است که حاوی جوهر واقعی نیست، و به این ترتیب، مغز و عمق فهم او در زیر آن قرار دارد.