برگردان به زبان ساده
مصطفی صبح آمد و در را گشاد
صبح آن گمراه را او راه داد
هوش مصنوعی: مصطفی در صبح زود رسید و در را باز کرد و به آن فرد گمراه راهنمایی کرد.
در گشاد و گشت پنهان مصطفی
تا نگردد شرمسار آن مبتلا
هوش مصنوعی: در دامان گشاده و نرم مصطفی، رازها و نشانههای پنهانی وجود دارد که نمیگذارد آن گرفتار شرم و رسوایی شود.
تا برون آید رود گستاخ او
تا نبیند درگشا را پشت و رو
هوش مصنوعی: تا زمانی که رود پرجرأت بیرون بیاید، وقتی که پشت و روی دریا را نبیند.
یا نهان شد در پس چیزی و یا
از ویش پوشید دامان خدا
هوش مصنوعی: یا شاید در پشت چیزی پنهان شده است و یا اینکه خداوند با دامن خود، او را از دید پنهان کرده است.
صبغة الله گاه پوشیده کند
پردهٔ بیچون بر آن ناظر تَنَد
هوش مصنوعی: رنگ خداوند گاهی به طور پنهانی، پردهای بر روی نظارهگر بیچون میکشد.
تا نبیند خصم را پهلوی خویش
قدرت یزدان از آن بیشست بیش
هوش مصنوعی: تا وقتی که دشمن قدرت خدا را در کنار خود نبیند، برتری و شکوه یزدان او را بر نمیانگیزد.
مصطفی میدید احوال شبش
لیک مانع بود فرمان ربش
پیامبر(ص) از احوال شبی که بر آن کافر گذشت، مطلع بود ولیکن به فرمان خداوند اجازه نداشت کاری انجام بدهد.
تا که پیش از خبط بگشاید رهی
تا نیفتد زان فضیحت در چهی
هوش مصنوعی: قبل از این که به اشتباهات بیفتی، راهی باز میشود تا از آن فضیحت و بدبختی دوری کنی.
لیک حکمت بود و امر آسمان
تا ببیند خویشتن را او چنان
هوش مصنوعی: اما این کار ناشی از حکمت و فرمان آسمانی بود تا او بتواند خود را به آن صورت که هست، مشاهده کند.
بس عداوتها که آن یاری بود
بس خرابیها که معماری بود
آیه 216 سوره بقره: وَعَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَکُمْ؛ چه بسا چیزی را خوش ندارید و آن برای شما خیر است.
جامه خوابِ پر حدث را یک فضول
قاصدا آورد در پیش رسول
هوش مصنوعی: یک فرد فضول و کنجکاو، جامه خواب پر از خیال و تصور را به پیش پیامبر آورد.
که چُنین کردهست مهمانت ببین
خندهای زد رحمةً للعالمین
هوش مصنوعی: بنگر که مهمانداری چه کرده است! رحمتالعالمین با لبخندی به تو نگاه میکند.
که بیار آن مِطهَره اینجا به پیش
تا بشویم جمله را با دست خویش
هوش مصنوعی: بیار آن ظرف پاک را اینجا تا با دستان خود همه را تمیز کنیم.
هر کسی میجست کز بهر خدا
جان ما و جسم ما قربان ترا
هوش مصنوعی: هر کسی به دنبال این است که به خاطر خداوند، جان و جسم خود را فدای تو کند.
ما بشوییم این حدث را تو بِهِل
کار دستست این نَمَط نه کار دل
هوش مصنوعی: ما این آلودگی را پاک کنیم، اما تو کار را به دست دیگران بسپار. این نوع کار کردن، کار دل نیست.
ای لَعَمرُک مر ترا حق عمر خواند
پس خلیفه کرد و بر کرسی نشاند
خداوند در قرآن فقط و فقط به جان یک نفر سوگند خورده است و آن پیامبر(ص) است (آیه 72 سوره حجر)
ما برای خدمت تو میزییم
چون تو خدمت میکنی پس ما چهایم
هوش مصنوعی: ما برای خدمت به تو زندگی میکنیم، چون تو در حال خدمت به ما هستی، پس ما چه جایگاهی داریم؟
گفت آن دانم و لیک این ساعتیست
که درین شستن به خویشم حکمتیست
هوش مصنوعی: او میگوید که میداند، اما در این لحظهای که در حال شستن خود است، حکمت و معنی خاصی نهفته است.
منتظر بودند کاین قول نبیست
تا پدید آید که این اسرار چیست
هوش مصنوعی: آنها منتظر بودند که این وعده پیامبر به حقیقت بپیوندد تا بفهمند این رازها چه هستند.
او به جد میشست آن احداث را
خاص ز امر حق نه تقلید و ریا
هوش مصنوعی: او به طور جدی و از روی شناخت واقعی، این کار را فقط به خاطر فرمان خدا انجام میداد و نه به خاطر تقلید از دیگران یا نمایش دادن این کار.
که دلش میگفت کین را تو بشو
که درین جا هست حکمت تو بتو
هوش مصنوعی: دلش به او میگفت که تو باید در اینجا بایستی، زیرا در این موقعیت، حکمت و دانش تو در حال ظهور است.