برگردان به زبان ساده
بود امیری خوش دلی میبارهای
کهف هر مخمور و هر بیچارهای
هوش مصنوعی: یک امیر خوشدل و خوشرفتار وجود دارد که مانند باران بر دلهای مست و بیچاره میریزد و به آنها امید و شادابی میبخشد.
مشفقی مسکیننوازی عادلی
جوهری زربخششی دریادلی
هوش مصنوعی: شخصی مهربان و دلسوز به خوبی از دیگران حمایت میکند و با صداقت و انصاف، مهربانی را ارائه میدهد. او با سخاوت و بخشش در درون خود، به دیگران کمک میکند و به آنها اهمیت میدهد.
شاه مردان و امیرالمؤمنین
راهبان و رازدان و دوستبین
هوش مصنوعی: این بیت به ویژگیهای یک شخصیت برجسته اشاره دارد که هم در مقام رهبری و هم در ارتباط با مردم، ویژگیهایی چون دانایی، دوستداشتن و درک عمیق از رازهای زندگی را داراست. این فرد به عنوان الگو و راهبری برای دیگران شناخته میشود و از او به عنوان کسی که با خردمندی و محبت به دیگران خدمت میکند، یاد میشود.
دور عیسی بود و ایام مسیح
خلق دلدار و کمآزار و ملیح
هوش مصنوعی: دوران عیسی به یاد میآید که مردم دلنواز و کمآزار بودند و زیبایی خاصی داشتند.
آمدش مهمان بناگاهان شبی
هم امیری جنس او خوشمذهبی
هوش مصنوعی: در شبی ناگهانی مهمانی آمد که از نظر اخلاق و شخصیت بسیار خوشایند و دلپذیر بود.
باده میبایستشان در نظم حال
باده بود آن وقت ماذون و حلال
هوش مصنوعی: شراب باید در حالت نظم و ترتیب خود باشد، در آن صورت مجاز و قانونی خواهد بود.
بادهشان کم بود و گفتا ای غلام
رو سبو پر کن به ما آور مدام
هوش مصنوعی: آنها شراب کمی داشتند و گفتند: ای غلام، برو و سبو را پر کن و مداوم برای ما بیاور.
از فلان راهب که دارد خمر خاص
تا ز خاص و عام یابد جان خلاص
هوش مصنوعی: از راهبی که شراب منحصر به فردی دارد، همگان میتوانند به رهایی جان برسند.
جرعهای زان جام راهب آن کند
که هزاران جره و خمدان کند
هوش مصنوعی: نوشیدن یک جرعه از آن جام راهب میتواند تاثیراتی داشته باشد که هزاران بطری و پیمانه نمیتواند داشته باشد.
اندر آن می مایهٔ پنهانی است
آنچنان که اندر عبا سلطانی است
هوش مصنوعی: در آن شراب، جوهر و خاصیتی پنهان وجود دارد، مانند اینکه در عبا و پوشش پادشاهانه، ارزش و مقام نهفته است.
تو بدلق پارهپاره کم نگر
که سیه کردند از بیرون زر
هوش مصنوعی: به خودت ظلم نکن و به ظاهر افراد ننگر، چرا که آنچه درونشان است، میتواند ارزشمندتر از آنچه به نظر میرسد باشد.
از برای چشم بد مردود شد
وز برون آن لعل دودآلود شد
هوش مصنوعی: به خاطر چشمبد، آن گوهر ارزشمند مردود و دور شد و از بیرون، آن لعل رنگباخته و کدر شد.
گنج و گوهر کی میان خانههاست
گنجها پیوسته در ویرانههاست
هوش مصنوعی: ثروت و ارزشها در خانههای مردم یافت نمیشود، بلکه گنجها همیشه در جاهای خالی و ویران وجود دارند.
گنج آدم چون بویران بد دفین
گشت طینش چشمبند آن لعین
هوش مصنوعی: گنج انسانی که مانند خاک و ویرانه شده است، ناشناخته مانده و نازکچشم آن شیطان بر آن پوشش گذاشته است.
او نظر میکرد در طین سست سست
جان همیگفتش که طینم سد تست
هوش مصنوعی: او به دنیا و شرایط خود نگاه میکرد و در دلش میگفت که من از همان خاک و موجودات هستم، پس من هم جزئی از این جهان و موجودات آن هستم.
دو سبو بستد غلام و خوش دوید
در زمان در دیر رهبانان رسید
هوش مصنوعی: غلام دو ظرف را برداشت و با شوق و شتاب در زمانی به سمت دیر راهبان دوید و به آنجا رسید.
زر بداد و بادهٔ چون زر خرید
سنگ داد و در عوض گوهر خرید
هوش مصنوعی: او به قیمت طلا، شرابی به دست آورد و در ازای سنگ، جواهری خریده است.
بادهای که آن بر سر شاهان جهد
تاج زر بر تارک ساقی نهد
هوش مصنوعی: نوشیدنی که بر سر پادشاهان مینشیند و تاجی از طلا بر سر ساقی میگذارد.
فتنهها و شورها انگیخته
بندگان و خسروان آمیخته
هوش مصنوعی: آشوبها و هیجانها بندگان و پادشاهان را در هم آمیخته و دچار درگیری کرده است.
استخوانها رفته جمله جان شده
تخت و تخته آن زمان یکسان شده
هوش مصنوعی: تمام استخوانهای بدن به یکباره به روح تبدیل شدهاند و هر چیز در آن زمان به یک حالت مشابه رسیده است.
وقت هشیاری چو آب و روغنند
وقت مستی همچو جان اندر تنند
هوش مصنوعی: در زمان هوشیاری، انسانها مانند آب و روغن، که هرکدام در جای خود ثابت و جدا از هم هستند، رفتار میکنند. اما در زمان مستی، آنها مانند جان و تن، به هم پیوسته و وابسته به یکدیگر میشوند.
چون هریسه گشته آنجا فرق نیست
نیست فرقی کاندر آنجا غرق نیست
هوش مصنوعی: در آنجا، مانند هریسه، همه چیز به هم آمیخته شده است و دیگر فرقی وجود ندارد؛ حتی اگر کسی در آنجا غرق شود، باز هم تفاوتی حس نمیشود.
این چنین باده همیبرد آن غلام
سوی قصر آن امیر نیکنام
هوش مصنوعی: اینطور که باده او را به سمت قصر آن امیر خوبنام میبرد.
پیشش آمد زاهدی غم دیدهای
خشک مغزی در بلا پیچیدهای
هوش مصنوعی: زاهدی که غم دیده و سخت در مشکلات گرفتار است، به نزد او آمد.
تن ز آتشهای دل بگداخته
خانه از غیر خدا پرداخته
هوش مصنوعی: بدن از آتشهای دل به شدت داغ است و خانهاش را فقط برای غیر خدا آماده کرده است.
گوشمال محنت بیزینهار
داغها بر داغها چندین هزار
هوش مصنوعی: در زندگی، درد و رنجهای فراوانی بر دل انسان مینشیند و مشکلات همچنان به یکدیگر انباشته میشوند، به طوری که هر ناکامی و ضایعهای به دیگری افزوده میشود.
دیده هر ساعت دلش در اجتهاد
روز و شب چفسیده او بر اجتهاد
هوش مصنوعی: چشم هر لحظه به تلاش و کوشش دلش معطوف است، در طول روز و شب همواره به جستجوی درک و فهم عمیقتر مشغول است.
سال و مه در خون و خاک آمیخته
صبر و حلمش نیمشب بگریخته
هوش مصنوعی: در این بیت به وضعیتی اشاره شده که سال و ماه در میان خون و خاک تلفیق شدهاند، و نشان از دلسردی و ناامیدی دارد. صبر و بردباری او در نیمه شب از بین رفته و رخت بربسته است.
گفت زاهد در سبوها چیست آن
گفت باده گفت آن کیست آن
هوش مصنوعی: زاهد از من پرسید که در سبوها چه چیزی وجود دارد. من پاسخ دادم که باده است و او از من سوال کرد که آن کیست.
گفت آن آن فلان میر اجل
گفت طالب را چنین باشد عمل
هوش مصنوعی: او گفت که فلان شخص، مرگ را چنین به طالب نشان داد.
طالب یزدان و آنگه عیش و نوش
بادهٔ شیطان و آنگه نیم هوش
هوش مصنوعی: کسی که به دنبال خداست، در عین حال از لذتهای دنیوی و خوشیهای فریبنده نیز بهره میبرد و گاهی به حالتی از غفلت و بیتوجهی میرسد.
هوش تو بی می چنین پژمرده است
هوشها باید بر آن هوش تو بست
هوش مصنوعی: ذهن و توانایی تو در نبود عشق و شراب، افسردگی و سستی را تجربه میکند. ذهنهای دیگر باید در پی این هوش و ذکاوت تو باشند.
تا چه باشد هوش تو هنگام سکر
ای چو مرغی گشته صید دام سکر
هوش مصنوعی: تا ببینیم در حالت مستی، عقل و هوش تو به چه گونهای عمل میکند، ای کسی که همچون پرندهای به دام گرفتار شدهای.