برگردان به زبان ساده
کافر جبری جواب آغاز کرد
که از آن حیران شد آن منطیق مرد
هوش مصنوعی: کافر جبری پاسخی به آغاز حرفها داد که آن مرد منطقی از آن شگفتزده شد.
لیک گر من آن جوابات و سؤال
جمله را گویم بمانم زین مقال
هوش مصنوعی: اگر من به تمامی سوالات و جوابها پاسخ دهم، دیگر نمیتوانم از این بحث دور بمانم.
زان مهمتر گفتنیها هستمان
که بدان فهم تو به یابد نشان
هوش مصنوعی: از چیزهایی که باید گفت، آنها مهمترند که بفهمی و نشانهای از درک تو باشند.
اندکی گفتیم زان بحث ای عتل
ز اندکی پیدا بود قانون کل
هوش مصنوعی: کمی درباره آن موضوع صحبت کردیم، ای دوست. از همین مقدار گفت و گو میتوان به اصول کلی پی برد.
همچنین بحثست تا حشر بشر
در میان جبری و اهل قدر
هوش مصنوعی: موضوع بحث این است که آیا انسانها در سرنوشت خود از پیش مقدر شدهاند یا اینکه خودشان میتوانند آن را رقم بزنند.
گر فرو ماندی ز دفع خصم خویش
مذهب ایشان بر افتادی ز پیش
هوش مصنوعی: اگر از پس رقبای خود برنیایی، به ناچار باید به روش و ایدئولوژی آنها تن بدهی.
چون برونشوشان نبودی در جواب
پس رمیدندی از آن راه تباب
هوش مصنوعی: وقتی که او در پاسخ به ما سخن نمیگفت، از آن مسیر پرخطر فرار میکرد.
چونک مقضی بد دوام آن روش
میدهدشان از دلایل پرورش
هوش مصنوعی: زیرا زمانی که اقدار و خواستهها مشخص میشود، آن روش که میتواند ادامهدار باشد، از دلایل پرورش و رشد آنها را حمایت میکند.
تا نگردد ملزم از اشکال خصم
تا بود محجوب از اقبال خصم
هوش مصنوعی: تا زمانی که کسی تحت تاثیر دشمنش قرار نگرفته و از اوج و موفقیت دور است، نتواند به حقیقت و واقعیت دست یابد.
تا که این هفتاد و دو ملت مدام
در جهان ماند الی یوم القیام
هوش مصنوعی: تا زمانی که این هفتاد و دو ملت در جهان وجود دارند، این وضع ادامه خواهد داشت تا روز قیامت.
چون جهان ظلمتست و غیب این
از برای سایه میباید زمین
هوش مصنوعی: از آنجا که جهان تاریک و پنهان است، برای اینکه سایهای وجود داشته باشد، زمین نیازمند نور است.
تا قیامت ماند این هفتاد و دو
کم نیاید مبتدع را گفت و گو
هوش مصنوعی: این جمله به معنای این است که تا قیامت، این تعداد (هفتاد و دو) باقی خواهد ماند و دیگر هیچگاه دچار کمبود نخواهد شد. همچنین، فرد مبتدع (نوآور در دین) به گفتوگو و بحث نخواهد پرداخت.
عزت مخزن بود اندر بها
که برو بسیار باشد قفلها
هوش مصنوعی: ارزش و عظمت درون گنجینهای نهفته است که برای آن قفلهای زیادی وجود دارد.
عزت مقصد بود ای ممتحن
پیچ پیچ راه و عقبه و راهزن
هوش مصنوعی: ای امتحانکننده، هدف از این آزمون رسیدن به عزت است، هرچند که راهها پیچیده و خطرات وجود دارد.
عزت کعبه بود و آن نادیه
رهزنی اعراب و طول بادیه
هوش مصنوعی: کعبه دارای عظمت و جایگاه والایی است، اما اعراب بیرحم و سرکش در بیابان ها به آن آسیب میزنند و آن را به خطر میاندازند.
هر روش هر ره که آن محمود نیست
عقبهای و مانعی و رهزنیست
هوش مصنوعی: هر راه و روشی که به مقام محمود (صفتی عالی و پسندیده) منتهی نشود، در واقع مانع و مشکلزا است و میتواند به نوعی خطرناک یا گمراهکننده باشد.
این روش خصم و حقود آن شده
تا مقلد در دو ره حیران شده
هوش مصنوعی: این روش دشمنی و کینهورزی باعث شده که پیروان در دو راه سردرگم و گیج شوند.
صدق هر دو ضد ببیند در روش
هر فریقی در ره خود خوش منش
هوش مصنوعی: هر کس در طریق خودش، خوبیها و بدیهای مخالف را میبیند و بهدرستی میتواند تشخیص دهد که در رفتارش بر اساس منش نیکو حرکت کند.
گر جوابش نیست میبندد ستیز
بر همان دم تا به روز رستخیز
هوش مصنوعی: اگر پاسخی برایش نداشته باشی، در همان لحظه مجادله را پایان میدهد تا روز قیامت.
که مهان ما بدانند این جواب
گرچه از ما شد نهان وجه صواب
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که اگرچه این پاسخ از طرف ما پنهان مانده است، اما بزرگواران و افراد معقول میدانند که حقیقت در چیست و چه چیزی درست است.
پوزبند وسوسه عشقست و بس
ورنه کی وسواس را بستست کس
هوش مصنوعی: وسوسه عشق مانند پوزبندی است که فقط ما را نگهمیدارد و در حقیقت، هیچکس قادر نیست وسوسهها را بهطور کامل متوقف کند.
عاشقی شو شاهدِ خوبی بجو
صید مرغابی همیکن جو بجو
هوش مصنوعی: عاشق شو و به دنبال زیباییها بگرد، همچون صیاد که به جستجوی مرغابیها است.
کی بری زان آب کان آبت برد
کی کنی زان فهم فهمت را خورد
هوش مصنوعی: کی از آبی که تو را سیراب کرده، میتوانی جدا شوی؟ چگونه میتوانی از دانشی که به تو افزوده شده، دور شوی؟
غیر این معقولها معقولها
یابی اندر عشق با فر و بها
هوش مصنوعی: در عشق، جز این اندیشههای منطقی، چیزهای قابل فهم و معنایی دیگری پیدا نخواهی کرد که ارزش و ظاهر خاصی داشته باشند.
غیر این عقل تو حق را عقلهاست
که بدان تدبیر اسباب سماست
هوش مصنوعی: غیر از عقل تو، عقلهای دیگر وجود دارند که با آنها میتوان به درک و تدبیر عالم و اسباب آسمانی رسید.
که بدین عقل آوری ارزاق را
زان دگر مفرش کنی اطباق را
هوش مصنوعی: با استفاده از عقل و دانش خود، میتوانی نعمتها و روزیها را بدست آوری و زندگی را برای خود فراهم سازی.
چون ببازی عقل در عشق صمد
عشر امثالت دهد یا هفتصد
هوش مصنوعی: زمانی که عقل در عشق نادیده گرفته شود، خداوند به شخصی که در این راه پیش میرود، بینش و فهمی به اندازهٔ ده برابر یا حتی هفتصد برابر بیشتری عطا میکند.
آن زنان چون عقلها درباختند
بر رواق عشق یوسف تاختند
هوش مصنوعی: زنان وقتی که عقل خود را از دست دادند، به سوی عشق یوسف شتافتند.
عقلشان یکدم ستد ساقی عمر
سیر گشتند از خرد باقی عمر
هوش مصنوعی: آنها با یک لحظه عقل خود، نوشیدنی عمر را در اختیار گرفتند و باقی عمرشان را در بیخبری و غفلت گذراندند.
اصل صد یوسف جمال ذوالجلال
ای کم از زن شو فدای آن جمال
هوش مصنوعی: حقیقت زیبایی و کمال، خداوند است. ای کمحالن! دل بباز به آن جمال بینظیر.
عشق برد بحث را ای جان و بس
کو ز گفت و گو شود فریاد رس
هوش مصنوعی: عشق باعث شده است که بحث و جدل کنار برود و تنها صدای فریاد زندگی را بشنویم.
حیرتی آید ز عشق آن نطق را
زهره نبود که کند او ماجرا
هوش مصنوعی: عشق به قدری شگفتانگیز و عمیق است که هیچ زبانی توانایی بیان کامل آن را ندارد و نمیتواند واقعیتهای آن را به تصویر بکشد.
که بترسد گر جوابی وا دهد
گوهری از لنج او بیرون فتد
هوش مصنوعی: اگر کسی از جواب دادن بترسد، ممکن است جواهر ارزشمندی از دل کشتیاش بیرون بیفتد.
لب ببندد سخت او از خیر و شر
تا نباید کز دهان افتد گهر
هوش مصنوعی: او باید زبانش را در مواقع خوب و بد بسته نگه دارد تا چیزی باارزش از دهانش خارج نشود.
همچنانک گفت آن یار رسول
چون نبی بر خواندی بر ما فصول
هوش مصنوعی: همانطور که آن دوست مانند پیامبر بر ما آیات را قرائت کرد.
آن رسول مجتبی وقت نثار
خواستی از ما حضور و صد وقار
هوش مصنوعی: آن پیامبر بزرگوار، زمانی که خواستی از ما دیدار کند و با عظمت و آرامش حاضر شد.
آنچنان که بر سرت مرغی بود
کز فواتش جان تو لرزان شود
هوش مصنوعی: اگر طوری باشد که بر سرت مرغی نشسته باشد و از دست رفتن آن مرغ باعث لرزش جانت شود، یعنی به اندازهی ارزش و اهمیت آن مرغ نگران هستی.
پس نیاری هیچ جنبیدن ز جا
تا نگیرد مرغ خوب تو هوا
هوش مصنوعی: نمیتوانی هیچ حرکتی از جایت بکنی تا زمانی که پرنده خوب تو پرواز نکند.
دم نیاری زد ببندی سرفه را
تا نباید که بپرد آن هما
هوش مصنوعی: اگر نتوانی در سکوت و آرامش نفس بکشی، ممکن است که شوق و اشتیاق آن پرنده ابتدایی، به یکباره آزاد و رها شود.
ور کست شیرین بگوید یا ترش
بر لب انگشتی نهی یعنی خمش
هوش مصنوعی: اگر کسی سخنی شیرین یا تلخ بگوید، تو با یک حرکت ساده میتوانی نشان دهی که به آن بیتوجهی میکنی یا آن را نادیده میگیری.
حیرت آن مرغست خاموشت کند
بر نهد سردیگ و پر جوشت کند
هوش مصنوعی: حیرت آن پرندهای است که به خاطر سکوتش، احساس سردی و بیحرکتی میکند ولی در عین حال، در درونش جوش و خروش دارد.